تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 82

مساهمون:

ص٨٢
عمر خود مىبينم و گفت : او را خدمت نمايى ؛ چنان‌كه مرا خدمت كردى و من سال‌هاست كه در مصر مىباشم و الان به سبب مكتوب و نفقه‌اى آمده‌ام كه مرد خراسانى كه عربى نمىداند ، براى من فرستاده و آن سى دينار باشد و مرا امر كرده بود امسال حجّ كنم ، من هم آمده‌ام به اميد آن‌كه او را ببينم . زمانى كه اين را گفت در دلم افتاد كه بايد آن مرد كه مىآيد و مىرود خود آن حضرت باشد . پس ده عدد درهم كه به نام حضرت رضا عليه السّلام سكّه داشت و با خود برداشته بودم كه در مقام حضرت ابراهيم عليه السّلام بيندازم ، زيرا نذر كرده بودم و نيّت داشتم كه چنين كنم ؛ به آن عجوز دادم و با خود گفتم : به اولاد فاطمه دادن افضل از آن باشد كه در مقام انداخته شود و ثواب آن بيشتر باشد و گفتم : اين‌ها را به كسى از اولاد فاطمه بده كه مستحق باشد و در دلم افتاد اين مرد همان است كه نيّت كرده بودم و عجوز اين دراهم را به او خواهد داد . دراهم را گرفته ، بالا رفت و بعد از ساعتى پايين آمد و گفت : مىگويد ما را در اين دراهم حقّى نيست ، بلكه اين‌ها را در همان مكانى كه نيّت كرده بودى ، بينداز ، لكن اين دراهم رضويّه را به ما بده ، عوض آن‌ها را بگير و در همان مكان بينداز كه نيّت كرده‌اى . من چنان‌كه فرموده بود ، عمل نمودم و با من نسخهء توقيع بود كه براى قاسم بن علا به آذربايجان بيرون آمده بود ؛ به آن عجوز گفتم : اين توقيع را به كسى عرض كن كه توقيعات غايب را ديده و مىشناسد . گفت : آن‌را به من ده و من گمان كردم ، مىتواند بخواند و نسخه را به او دادم ، گرفت و گفت : اين‌جا نمىتوانم بخوانم و با خود بالا برد ، سپس پايين آمد و گفت : صحيح است . بعد گفت : به تو مىگويد : وقتى بر پيغمبر خود صلوات مىفرستى ، چه مىگويى ؟ گفتم كه مىگويم : اللّهم صلّ على محمّد و آل محمّد و بارك على محمّد و آل محمّد و ارحم محمّدا و آل محمّد بافضل ما صلّيت و باركت و ترحّمت على ابراهيم و آل ابراهيم انّك حميد مجيد . گفت : نه ، وقتى بر ايشان صلوات مىفرستى ، در صلوات خود نام ايشان را ذكر كن .
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 82 | صادق برزگر بفرويى / حسين احمدى قمى / الشيخ علي اكبر النهاوندي