تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 79

مساهمون:

ص٧٩
گفتم : چه كسانى باشند . فرمود : من فلق الهام و أطعم الطعام و صلّى باللّيل و النّاس . به‌نام دانستم علوى باشد ، بعد از نظر من غايب شد و ندانستم كجا رفت . از مردمى كه در اطراف من بودند ، پرسيدم : اين جوان علوى را مىشناسيد ؟ گفتند : آرى ، هرسال با ما حجّ مىكند . گفتم : سبحان اللّه ، و اللّه در او اثر سفر پيدا نباشد . آن‌گاه به سوى مزدلفه رفتم ، در حالى كه از مفارقت او مغموم و محزون بودم . چون خوابيدم ، سيّد انبيا را در خواب ديدم ، فرمود : يا محمد ! مطلوب خود را ديدى ؟ عرض كردم : اى آقاى من ! كدام مطلوب را مىفرمايى ؟ فرمود : آن‌كه ديشب در وقت عشا ديدى ، امام زمانت بود . بعد از آن محمد بن قاسم گفت : من اين واقعه و خواب را فراموش كردم و جز در همين وقت متذكّر آن نشدم . اين ناچيز گويد : نظير اين واقعه در ختامهء عبقريّهء دوّم از ابو على محمد بن احمد بن محمودى گذشت و ممكن است محمودى هم داخل اين جماعت بوده كه امام بر ايشان وارد شده و تفاوتى كه بين دو روايت باشد از باب خطاى راوى در نقل باشد ؛ چنان‌كه ممكن است واقعه متعدّد باشد و العلم عند اللّه .

[ يعقوب بن يوسف اصفهانى ] 3 ياقوتة

از ايشان يعقوب بن يوسف اصفهانى باشد كه شيخ طبرى « 1 » از خطّ ابو عبد اللّه حسين بن غضايرى ، او از ابو الحسن على بن عبد اللّه كاشانى كه او روايت كرده ؛ گفت : سال دويست و هشتاد و هشت حسين بن محمد بعد از مراجعت از اصفهان گفت كه يعقوب بن يوسف حكايت كرد : من سال دويست و هشتاد و يك با گروهى از اهل
هامش
( 1 ) . دلائل الامامة ، ص 551 - 545 .