بىحكمت نبود ، حكمت تمام ، راجع است به اينكه استعدادات اين امّت به درجهء كمال رسيد ، عقول ايشان رفعت و ارتقا پيدا كرده ، مقام امتحان ايشان سختتر شده ، امتياز سعيد از شقّى در ميان اين امّت به امر مشكل قرار داده شده ، چه كم عاقلى كه از اين امتحان بگذرد ، لغزش نيارد و خود را هلاك نكند ؛
هركه در اين بزم مقرّبتر است * جام بلا بيشترش مىدهند
جهت افضليّت اين امّت ، براى اشديّت امتحان ايشان است ، بديهى است ؛ افضل الأعمال احمزها و معروف است هركه بامش بيش برفش بيشتر ؛ چون استعدادات ايشان اقوى و عقول ايشان به تجربه احرى گرديد ، لذا به امر مشكل ، مكلّف گرديدند ، به امر معظم ، ممتحن شدند كه نزد عقول ناقصه از اين امر مشكلتر تصوير نمىشود .
غالب ارباب عقول ناقصه از ميدان بيرون مىروند ، در شكوك و شبهات وارد مىشوند . بعضى منكر ولادت مىگردند ، به نقل حضرت حكيمه خاتون اعتبار نمىكنند ، بر اين التفات ندارند كه غير از حكيمه خاتون ديگران هم ولادت را نقل كردهاند ، به علاوه ، اشخاص صحيحهء موثّقهء متعدّده رؤيت را نقل فرمودند ، چگونه اشتباه مىشود ، مع ذلك كلّه ، حصر نقل ولادت از حكيمه خاتون براى اهميّت امتحان بر اين امّت بوده ، از آنجايى كه معرفت اين امّت بيشتر ، عقول ايشان كاملتر و امتحانشان سختتر است ، تكليف ايشان مشكلتر خواهد بود ؛ چنانچه تكاليف خاتم الانبيا كه اوّل عارف موجودات است ، مشكلتر از تمام تكليفات بود و خصايص و واجباتى كه در حقّ او جعل شد ، در حقّ غير او مرتفع شد .
بعضى كه پدر او را عقيم قرار دادند ، به هيچوجه در مصالح تفكّر ندارند كه هر يك از اين امور ، براى مصلحتى بوده ؛ چنانكه ذكر شده و بعضى كه در بقا و حيات او اشكال مىكنند ، التفات ندارند كه مراد از خاتم الاوصيا بودنش اين است كه قطعا وصيّى غير از او نيست و نبيّى هم بعد از او نخواهد شد . براى او حيات نبود ، زمين خالى از حجّت مىشد ، تبّا خلّو ارض از حجّت ، مخالف مذهب اثنا عشرى و مسلك جعفرى خواهد بود و براى اين مقام ، بيانى است ، ان شاء اللّه توضيح خواهيم داد ، انتهى .