نكرده ، به علاوه ، عادم النظير هم نبوده ، براى حضرت خليل عليه السّلام و حضرت موسى عليه السّلام هم اتّفاق افتاده ،
اين وجود مبارك را بعض از شيعيان به نصّ امام مشاهده كردند ، امّا آن دو وجود را كسى اطّلاع پيدا نكرده تا ظهور و طلوع نمودند . عجب اين است كه آنها مورد قبول واقع شدند ولى در اين وجود مبارك ، به پدرش نسبت عقم دادند ؛ اعاذنا اللّه من شرّ شياطين الأنس .
ملخص مقام
آنكه توجّه تكاليف كه مدار امتحان و امتياز بندگان خداوند است ، به دور مدار استعدادات گذشت ، در امّت پيغمبر آخر الزمان استعدادات خلق زياد گرديده ، عقول ايشان كامل شده ، احكام ظاهريّه كه در حقّ امم سابقه ، ناقص بوده ، در حقّ ايشان كامل گرديده ، پيغمبر ايشان خاتم پيغمبران شده ، مدار امتحان احكام ظاهريّه در حقّشان ، موجود و محقّق شده .
پس امّت پيغمبر خاتم در منتهى درجهء كمال و استعداد بودند ، عقولشان از قصور بيرون آمدند ، لذا در معرض امتحان اكدّ واقع شدند كه آن امتحان ، در قوّت امم سالفه نبوده ، هرگاه به ايشان همچو تكليف توجّه مىنمود ، تكليف ما لا يطاق مىشدند ، از اين رو اين امّت ، افضل الامم محسوباند .
بعد از اينكه امم سابقه به غيبت امتحان شدند ، امتحان اين امّت به غيبت ، بايد از جهات عديده اقوى از سلف باشد ، براى آنكه استعداد ايشان اكمل است ، لذا غيبت اين امّت ، به خلاف غيبات امم سابقه اطول شده .
علاوه ، در تولّد غايب اين امّت ، اشكال شده كه والد او عقيم بوده ، در امم سابقه ، همچو احتمالى در حقّ غايب ايشان نمىرفته .
حاكى و ناقل ولادت غايب اين امّت ، به يك زن منتهى شده كه در اشكال ، اكدّ از سابق است . در غايب امم سابقه ، اين احتمال وجود نداشته ، هريك از اين امور