نماز كرد ، ما شرح اين خدمت و جملهاى از كرامات و مقامات او را در جلد اوّل كتاب دار السلام نقل كردهايم . مقام اخلاصش چنان بود كه احتياط مىكرد از اينكه كسى دستش را ببوسد و مردم مراتب آمدن او به حرم مطهّر بودند و در آنجا به حالى مىشد كه چون دستش را مىبوسيدند ، ملتفت نمىشد ؛
ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ
« 1 » . « 2 »
اين ناچيز گويد : اين سيّد جليل مرتبهء ديگر حضور باهر النور امام عصر - عجّل اللّه فرجه - شرفياب شده ، حين تشرّف آن حضرت را شناخته است . ما آن واقعه را در ياقوتهء دوازدهم از عبقريهء پنجم ذكر نمودهايم ، مراجعه شود .
[ احوالات سيد باقر قزوينى ]
تذييل ساطع النّور في بعض كرامات السيّد المذكور از جملهء كرامات سيّد مذكور ، بنابر آنچه علّامهء نورى در مجلّد اوّل دار السلام از سيّد سند و ركن معتمد ، آقاى آقا سيّد مهدى ، برادرزادهء آن مرحوم روايت نموده ، آن است كه فرموده : وقتى با جماعتى از صلحا و اخيار در كشتى نشسته بودند و از كربلا به نجف اشرف مراجعت مىنمودند ، در بين راه باد شديدى وزيدن گرفت و كشتى به تلاطم آمد ؛ اهل كشتى مضطرب شدند و از جمله مردى جبون « 3 » و خايف ، ميان كشتى بود كه از ديگران زيادتر مىترسيد ، پس حالش متغيّر شده ، گاهى گريه مىكرد و گاهى با خواندن بعضى از اشعار مديحه به حضرت ابى الائمّه عليه السّلام متوسّل مىشد و در تمام اين حالات ، سيّد مذكور مثل كوه عظيم بدون اضطراب خاطر نشسته بود .
چون شدّت اضطراب آن مرد را ديد ، فرمود : يا فلان ! چرا مضطرب شدهاى ، تمام بادها و رعدها و برقها منقاد و مطيع امر خداوند قاهراند . آنگاه گوشهء عباى خود را بهدست گرفته ، به سوى باد اشاره كرد مثل آنكه پشّه مىراند و به باد فرمود تا به جاى خود قرار گيرد ، في الفور باد ساكن شده ، به نحوى كه كشتى از حركت بازماند .
هامش
( 1 ) . سوره جمعه ، آيه 4 .
( 2 ) . نجم الثاقب در احوال امام غايب ، ج 2 ، ص 763 .
( 3 ) . ترسو .