كه بر اسب نيكو و فربهى سوار و بر دستش نيزهء درازى بود ، به آواز بلند برايشان صيحهاى زد : اى معاشر عنيزه ! به تحقيق مرگ حاضرى فرا رسيد ، عساكر دولت عثمانيّه با سوارها و پيادهها رو به شما كردهاند و اينك در عقب من مىآيند ، كوچ كنيد ، گمان ندارم كه از ايشان نجات يابيد .
خداوند خوف و مذلّت را برايشان مسلّط فرمود ، حتّى به جهت تعجيل در حركت ، بعضى از اسباب خود را جا مىگذاشتند . ساعتى نكشيد كه تمام ايشان كوچ كردند و رو به بيابان آوردند .
به او گفتم : اوصاف آن سوار را برايم نقل كن ! وقتى اوصاف او را نقل نمود ، ديدم بعينه همان سوارى است كه با ما بود . و الحمد للّه ربّ العالمين و الصلاة على محمّد و آله الطاهرين . « 1 »
[ شرححال سيد مهدى قزوينى ]
كلام تزئينى في ترجمة آقا سيّد مهدى القزوينى معاصر عراقى در دار السلام بعد از ذكر هشت نفر از كسانى كه در غيبت كبرا به حضور باهر النور امام عصر عليه السّلام مشرّف شده و آن بزرگوار را حين تشرّف نشناختهاند ، فرموده : نهمين ، از اين طايفه ، عالم عامل كامل فاضل ، سيّد جليل نبيل ، آقا سيّد مهدى قزوينى نجفى حلّى مىباشد كه از اجلّهء سادات قزوينى است كه ابا و اجداد او ، از قزوين به نجف اشرف هجرت كرده و از اعزّه و اشراف علماى نجف بودهاند ، خود او از نجف به حلّه هجرت كرده و الحال رياست شرعى حلّه و توابع آن ، با او است ، در بسيارى از علوم ، بلكه در جميع علوم شرعى از فقه ، اصول ، حديث و تفسير ، صاحب يد طولى و تصانيف جيّده مىباشد و الآن كه سال هزار و سىصد هجرى است ، در نجف اشرف مىباشند .
چون در سن ، به شيخوخيّت رسيدهاند و شايد بين نود و صد باشند ، با آنكه جميع
هامش
( 1 ) . ر . ك : بحار الانوار ، ج 53 ، ص 290 - 288 .