حواسّ ايشان سالم و از همهء آنها متمتّع مىباشند . شرح اين واقعه اين است كه آقا علىرضاى اصفهانى - رحمة اللّه - كه مردى فاضل و عالم و از جملهء اخيار مجاورين بود و سيّد مذكور در سال هزار و دويست و نود و سه هجرى در نجف اشرف بود و حقير هم در آنجا بودم ، ذكر نمود : نزد سيّد مذكور بودم و به او عرض كردم : الحمد للّه جلّ كمالات علمى و عملى را داريد و در مواظبت طاعات ، عبادات ، اذكار و رياضات شرعى ، منفرد عصر خود مىباشيد ، با وجود اين نبايد شرفياب ملاقات امام عصر خود نشده باشيد ؛ اگر اين فيض را دريافتهايد ، دوست دارم بر من منّت گذاشته ، تفصيل آنرا ذكر نماييد .
فرمود : امّا ملاقات ، طورىكه در وقت ديدن ، شناخته باشم ، اتّفاق نيفتاده ، لكن تا حال سه واقعه اتّفاق افتاده كه بعد از وقوع هريك از آنها ، علم عادى به آن حاصل شده ، سپس ياقوتهء شانزدهم و هجدهم را نقل نموده كه ما آنها را از خطّ ولد سيّد مرحوم ، آقا ميرزا صالح توسّط نجم ثاقب نقل نموديم .
پس از آن ياقوتهء پانزدهم را نقل نموده كه ما آنرا از خود كتاب دار السلام نقل كرديم و بعد از ذكر آنها گفته : عالم جليل و ثقهء نبيل آخوند ملّا نظر على طالقانى از فاضل اديب ميرزا محمد همدانى مجاور قبر كاظمين از آقا سيّد مهدى مذكور روايت كرد گفت : در مسجد براثا كه بين بغداد و كاظمين و مكانى معروف است ، موضع خاصّى را به من خبر دادند كه در آن گنجى بود ، لذا شب دو نفر را با آلت حفر به آن مكان برده ، آنجا را حفر كرديم . دخمهاى ظاهر شد ، ميان دخمه ، صورت قبرى ديديم كه سنگى بر آن گذاشته بود ، چون آن سنگ را برداشتيم ، ديديم شخصى صحيح الاعضاء آنجا خوابيده . ترسيديم و آن سنگ را مانند اوّل آن در موضع خود گذاشته ، آن دخمه را مسدود كرده ، به منزل خود برگشتيم .
نظيره
اين ناچيز گويد : نظير اين واقعه چيزى است كه سيّد جليل معاصر آنرا در كتاب
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 385
مساهمون: صادق برزگر بفرويى
ص٣٨٥