روضات الجنّات از يكى از سادات ثقات اهل علم جبل عامل ، نقل نموده كه گفته : در اين نزديكىها يكى از زارعين آن ديار ، زمين را شيار مىنمود ، نوك آهنى كه با آن زمين را شيار مىكنند به سنگى گرفته ، آنرا از جاى خود حركت داده ، برداشت ، آنگاه تابوت سنگى نمايان شد و شخصى ميان آن تابوت بود . فى الفور از جاى خود حركت نموده ، گفت : هل قامت القيامه ؟ دوباره ميان تابوت افتاد . زارع از ديدن آن كيفيّت هراسان شده به آبادانى آمده ، واقعه را نقل نمود . چون با آن مكان رفتند و آن تابوت را ملاحظه كردند ، ديدند بر تابوت منقور و كنده شده : « هذا قبر ابراهيم بن علىّ الكفعمى » معلوم شد آن قبر صاحب كتاب مصباح كفعمى است كه از كتب معتبرهء ادعيه مىباشد .
رجوع إلى ما سبق
معاصر نورى - نوّر اللّه مرقده - در نجم ثاقب « 1 » بعد از ذكر حكايات مذكور ، گفته :
اين كرامات و مقامات از سيّد مرحوم بعيد نبود ، چون او علم و عمل را از عمّ اجلّ خود ، جناب آقا سيّد باقر قزوينى صاحب اسرار خال خود جناب بحر العلوم - اعلى اللّه مقامهم - ميراث داشت ، عمّ اكرمش او را تأديب نمود ، تربيت فرمود و بر خفايا و اسرار مطّلع ساخت تا به آن مقام رسيد كه افهام و افكار به حول آن نرسد و داراى فضايل و مناقب شد ، به مقدارى كه از علماى ابرار در غير او جمع نشد .
اوّل : آن مرحوم بعد از هجرت از نجف اشرف به حلّه و مستقر شدن در آنجا ، به هدايت مردم و اظهار حقّ و ازهاق باطل شروع نمودند ؛ آنگاه به بركت دعوت آن جناب از داخل و خارج حلّه ، بيش از صد هزار نفر از اعراب ، شيعهء مخلص اثنا عشرى شدند و شفاها به حقير فرمودند : چون به حلّه رفتم ، ديدم كه شيعيان آنجا ، از علايم اماميّه و شعار شيعه ، تنها بردن اموات خود به نجف اشرف را مىدانند و از ساير احكام و آثار ، عارى و برى ، حتّى از اعداء اللّه تبرّىاند . و به سبب هدايت او ، همه از صلحا و
هامش
( 1 ) . نجم الثاقب در احوال امام غايب ، ج 2 ، ص 777 - 776 .