هركس ارادهء شرفيابى خدمت آن حضرت مىنمايد ، يك اربعين ؛ يعنى چهل شب چهارشنبه در آن مسجد بيتوته مىكند و مىبيند ، طورىكه در وقت ديدن هم مىداند كه خود آن جناب است يا آنكه بعد از مفارقت ، عالم و قاطع مىگردد ؛ چنانكه مكرّر براى اخيار اتّفاق افتاده و واقعهء ملّا عبد الحميد قزوينى كه در ياقوتهء بيست و يكم عبقريّهء هفتم ذكر شده ، بر اين امر دلالت مىكند .
اين طريقه ، نزد ساكنين و مجاورين نجف اشرف ، معهود و معروف است و عادت جاريهء اخيار بر اين ، جارى و استقرار دارد و شايد مراد آن بزرگوار هم از اين كلام ، اين بود كه اين سرّ بزرگ را كه وديعهء ارباب اسرار است ، به اين سهولت و آسانى و بدون تعب و زحمت آموختن ، شايسته نيست ؛ زيرا فايدهاى كه بدون زحمت به دست مىآيد به آسانى هم مىرود ، به خلاف آنكه به زحمت تحصيل شده كه مقدار آن در انظار ، مانع از آن است كه به غير اصحاب كار و ارباب اسرار عطا شود .
پس لا بدّ ، رياضت بيتوتهء مسجد سهله ، اهليّت اين سرّ را مىخواهد و مراد آن حضرت از اين عبارت ، افادهء اين مطلب باشد كه من همان بزرگوارم كه او را در مسجد سهله مىجويند و مىيابند تا آنكه امر مشتبه نماند و نگويند كه او از مرتاضين يا از ابدال بود ، از بيان مرحوم حاجى سيّد محمد تقى هم بوى اين مطلب مىآيد ، زيرا كتمان رؤيت ابدال را باعثى به نظر نمىآيد ، بلكه ايضا از آنهم مانعى نداشت . امّا آخوند ملّا قاسم مزبور ، از معاريف و ثقات قوم است و حقير هم او را در سال شصت و نه بعد از هزار و دويست هجرى در طهران ملاقات نمودم ، از ائمّهء جماعت دار الخلافه بود و در مسجد پاى منار در محلّهء عودلاجان و راستهء بازار شميران كه جنب مدرسهء ميرزا صالح واقع است ، نماز مىخواند ، گاهى هم بر منبر موعظه و روضه ، ذكر احاديث مىنمود و حقير اگرچه جناب حاج سيّد محمد تقى پشت مشهدى را ملاقات نكرده بودم ، لكن بهعلاوهء علم در ورع ، تقوا ، طاعت و عبادت ، معروف و مشهور بود ، انتهى .
راقم الحروف و الورقات گويد : سيّد جليل معاصر مرحوم آقا ميرزا باقر
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 371
مساهمون: صادق برزگر بفرويى
ص٣٧١