خداى تعالى او را ظاهر مىگرداند ؛ چنانكه صاحب حمار را بعد از موت حقيقى ظاهر كرد .
چنين وجهى در تأويل اين اخبار ، دور نيست ، علاوهء بر اين ، اخبار آحادند و افادهء علم نمىكنند ، پس به سبب آنها از اعتقادى كه عقول بر آن دلالت كرده ، اعتبار صحيح ما را به سوى آن كشيده و به اخبار متواترهء مذكور قوّت پذيرفته ، نمىتوان از آن عدول كرد ، بلكه لازم است در اين اخبار توقّف نماييم و به اعتقادى كه برايمان معلوم شده ، تمسّك جوييم ، حال آنكه تأويل آنها بر فرض اين است كه ما صحّت آن را قبول كنيم ؛ چنانكه در تأويل نظاير آنها ، دأب و عادت بدين نهج و اثبات صحّت آنها دونه خرط القتاد است .
[ روايت حضرت رسول ] 14 صبيحة
در كفاية الطالب « 1 » ، كشف الغمّه « 2 » و بحار « 3 » از حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله روايت نمودهاند كه فرمود : هرگز قومى كه من در اوّل آن هستم ، عيسى آخرش و مهدى وسطش است ، هلاك نمىشود . در كفاية الطالب آمده : معنى قول آن حضرت كه فرمود : آخر ايشان عيسى است ، اين نيست كه عيسى بن مريم بعد از مهدى مىماند ، زيرا اين احتمال از چند وجه جايز نيست :
وجه اوّل : قول آن حضرت است كه در حيات و زندگى بعد از مهدى خيرى نيست .
وجه دوّم : مهدى امام آخر زمان است و در هيچ روايتى بعد از او امامى ذكر نشده ، لكن اين ممكن نيست ؛ زيرا اگر بگويند عيسى بعد از او امام امّت مىشود ، مردم بىامام مىمانند ؛ مىگوييم : اين جايز نيست ، زيرا در حديث تصريح گرديده ، در حيات و زندگى بعد از مهدى خيرى نيست ، پس چگونه مىشود عيسى ميان قومى باشد ولى در
هامش
( 1 ) . ر . ك : البيان فى اخبار صاحب الزمان ، صص 128 - 127 .
( 2 ) . كشف الغمة فى معرفة الائمة ، ج 3 ، ص 275 .
( 3 ) . بحار الانوار ، ج 51 ، ص 85 .