حكم آن را گرفت ، آن را وصيله مىخواندند و زنان ، شيرش را نمىخوردند ، بلكه مخصوص مردان بود ، به آن جارى مجراى سائبه مىگفتند و به فحلى كه ده سال ناقه را آبستن مىساخت ، مىگفتند : حمى ظهره ، پشت خود را حمايت كرد ؛ ديگر بر آن سوار نمىشدند ، آن را از هيچ آب و گياه منع نمىكردند و به آن حامر مىگفتند .
از زمان عمرو بن لحى تا زمان حضرت رسالت ، اهل قبايل سبع بر اين آيين بودند تا آن حضرت مبعوث شده و به نصّ قرآن ، اين آيين را باطل نمود كه
ما جَعَلَ اللَّهُ مِنْ بَحِيرَةٍ وَ لا سائِبَةٍ
« 1 » الأيه . « 2 »
بالجمله ، شيخ طوسى رحمه اللّه مىفرمايد : عمرو بن لحى كسى بود كه بت هبل و منات را از شام به مكّه آورد و آنها را براى عبادت تعيين كرد ! هبل را به خذيمة بن مدركه تسليم كرد ، از اين جهت به آن هبل خذيمه مىگفتند و به بالاى كوه ابو قبيس رفت و منات را در مشلل گذاشت و نرد را او آورد كه از آلات قمار است و اوّل كسى بود كه نرد را به حجاز و مكّه آورد و صبح و شام در خانهء كعبه با آن بازى مىكردند .
از رسول خدا روايت شده آن حضرت فرمود : شب معراج ، مرا به سمت آتش بالا بردند ، آنگاه عمرو بن لحى را ديدم كه مردى كوتاه قد و رنگش سرخ مايل به كبودى است و ساقهاى پايش را در ميان آتش مىكشيد .
گفتم : اين كيست ؟
گفتم : اين كيست ؟
گفته شد : عمرو بن لحى است و او در پارهاى از امورات كعبه مباشر مىشد ، تا وقتى كه هلاك گرديد ؛ چنانكه قبيلهء جرهم پيش از او مباشر مىشدند . « 3 »
اين ناچيز گويد : شمردن عمرو بن لحى از جمله اشخاصى كه مدّت عمرشان معيّن و معلوم نيست ؛ بنابر نقل علّامه مجلسى در بحار است ؛ چنانكه ذكر شد و امّا بنابر فرمايش شيخ طوسى در غيبت خود ، عمر او سىصد و چهل و پنج سال بوده ، فارجع .
هامش
( 1 ) . سورهء مائده ، آيه 103 .
( 2 ) . ر . ك : جامع البيان عن تأويل آى القرآن ، ج 7 ، صص 121 - 120 .
( 3 ) . الغيبة ، شيخ طوسى ، صص 125 - 124 .