به خدا سوگند ياد مىكنم ! نمىدانم در عصر اسكندر ذو القرنين قدم به عرصهء وجود گذاشتهام يا پيشتر از آن هم بودهام ؟ هروقت از تنم پيراهن درآورند ، آنگاه از شدّت ضعف و لاغرى ، در بدنم نه گوشت ظاهر مىشود ، نه خون .
[ مسجاج بن سباع ]
هجدهم : مسجاج بن سباع است ؛ در همان كتاب روايت نموده : مردى از بنى ضبّه كه به او مسجاج بن سباع گويند ، روزگارى طولانى عمر نموده و اين بيتها را گفته :
لقد طوّفت في الأفاق حتّى * بليت و قد بى ان ابيد
و افنانى و لا يفنى نهار * و ليل كلّما يمضى يعود
و شهر مستهلّ بعد شهر * و حول بعده حول جديد
اطراف زمين را گشتم تا اينكه كهنه و پوسيده شدم و اينكه هلاك شوم ، مرا كفايت مىكند ، شبانهروز و ماه و سال مرا فانى گرداند ولى خود آنها اصلا فانى نمىشوند . « 1 »
[ صبرة بن سعد قرشى ]
نوزدهم : صبرة بن سعد بن سهم القرشى است ؛ چنانكه در ناسخ ، او را در عداد معمّرين به شمار آورده و گفته : او تا زمان اسلام بزيست و بىايمان به مرگ فجاء از جهان درگذشت و لكن ما در صبيحهء هفتم اين عبقريّه ، از كمال الدين نقل نموديم كه عمر او يكصد و هشتاد سال بوده « 2 » . و اللّه العالم .
هامش
( 1 ) . كمال الدين و تمام النعمة ، ص 559 .
( 2 ) . كمال الدين و تمام النعمة ، ص 565 ؛ بحار الانوار ، ج 51 ، ص 245 .