فرمود : امّا آنچه از آن گذشته ، بلى ؛ يعنى علم به آن براى ما هست و امّا آنچه از آن باقى است ، نه ؛ يعنى علم به آن براى ما نيست .
بنابر تفسيرى كه علّامه مجلسى رحمه اللّه در بحار از اين دو فقره فرموده ؛ حبّابه گويد :
حضرت به من فرمود : آنچه كه با تو هست ، بياور !
سنگريزه را به آن جناب دادم ؛ خاتم شريف را بر آن زده ، نقش بست . پس از رحلت على بن الحسين عليه السّلام ، خدمت حضرت ابى جعفر عليه السّلام مشرّف شدم ، آن بزرگوار هم ، خاتم شريفش را بر آن سنگ زده ، نقش بست . بعد از رحلت آن سرور ، خدمت حضرت ابى عبد اللّه جعفر بن محمد شرفياب شدم ، ايشان نيز سنگ را به خاتم شريف خود ، طبع فرمود . پس از رحلت آن حضرت ، خدمت حضرت ابو الحسن موسى بن جعفر عليه السّلام مشرّف شدم ، آن حضرت هم ، سنگ را خاتم زده و خاتم شريفش بر آن نقش بست و بعد از رحلت آن سرور ، خدمت حضرت رضا عليه السّلام مشرّف شدم ، ايشان نيز سنگ را برايم مهر فرمود .
راوى گويد : بنابر آنچه عبد اللّه بن همام به روايت صدوق در كمال الدين يا محمد بن هشام به روايت ثقة الاسلام در كافى « 1 » ذكر نموده ؛ حبّابه بعد از تشرّف خدمت حضرت رضا عليه السّلام ، يك ماه زنده بود و پس از آن ، به رحمت ايزدى پيوست .
[ عمرو بن لحى ]
چهاردهم : عمرو بن لحى است ؛ چنانكه در بحار « 2 » آمده : شيخ طوسى در كتاب غيبت « 3 » ، او را از جمله معمّرين عرب به شمار آورده و فرموده : او بنابر قول علماى خزاعه ، ربيعة بن حارثة بن عمرو مزيقياست و در محاربهء خزاعه و جرهم ، رييس خزاعه بوده و او كسى است كه در ايّام جاهليّت سنّت و دأب سائبه و وصيله و حام را ميان كفّار و بتپرستان احداث نمود .
هامش
( 1 ) . الكافى ، ج 1 ، صص 347 - 346 .
( 2 ) . بحار الانوار ، ج 51 ، ص 291 .
( 3 ) . الغيبة ، شيخ طوسى ، صص 125 - 124 .