فيما قاله الصلاح الصفدى لاعتبار هذا النقل الفندى « 1 »
ايضا در نجم ثاقب « 2 » است كه صفدى بعد از ذكر اين حكايت گفته : گويا مىبينم بعضى كه بر حديث اين معمّر واقف مىشوند ، در طول عمر او تا اين حدّ شكّ و در صدق او تردّد مىكنند ، آنگاه سبب شكّ او را از تجربه و كلام طبيعيّين ذكر كرده .
سپس آن را به كلام ابو معشر ، ابو ريحان و غير ايشان از منجّمين رد كرده و گفته :
بقاى رتن كه اين عمر از او حكايت شده ، معجزهاى براى رسول خداست ، به تحقيق پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله براى جماعتى از اصحاب خود ، به كثرت ولد و طول عمر دعا كرد تا آنكه گفته : پس تازگى ندارد براى او شش مرتبه دعا كند كه ششصد سال زندگى كند ؛ با امكان اين امر ، غايت ما فى الباب آنكه ما نديديم احدى به اين حدّ رسيده باشد و عدم دليل بر عدم مدلول دلالت نمىكند .
محمد بن عبد الرحمن بن على زمرّدى حنفى گفته : قاضى معين الدين عبد الحسن بن القاضى جلال الدين عبد اللّه بن هشام ، از حديث سابق ، به نحو سماع بر او به من خبر داد و گفت : در پانزدهم جمادى الأخرة سنهء هفتصد و سى و هفت به سند مذكور مرا به ابن قاضى القضاة مذكور ، خبر داد . آنگاه از ذهبى نقل كرده : او اين دعوى را تكذيب كرده و مستندى ذكر ننموده .
نيز در مجلّد اوّل كشكول شيخ از رضى الدين على لالاى غزنوى نقل كرده : شيخ مذكور سنهء ششصد و چهل و دو وفات و از آخر ثلث اخير نفحات نقل كرده : اين شيخ ؛ يعنى على غزنوى به هند مسافرت كرد و با ابو الرضا رتن مصاحبت نمود ، رتن شانهاى به او داد كه اعتقاد داشت شانهء رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله است و براى شانه شرحى ذكر نمود كه مناسب مقام نيست ، على لالاى « 3 » مذكور برادر حكيم سنايى شاعر مشهور است .
بعضى در دوائر العلوم گفتهاند : ابو الرضا رتن بن ابى نصر معمّر هندى از صحابه بود
هامش
( 1 ) . فند : فند أى كذب في الرأى أو القول . المنجد . [ مرحوم مؤلّف ] .
( 2 ) . نجم ثاقب در احوال امام غايب عليه السّلام ، ج 2 ، ص 821 .
( 3 ) . در نفحات چنين آورد كه على بن سعيد بن عبد الجليل اللالا الغزنوى ؛ اين شيخ سعيد كه پدر شيخ على لالاء است پسر عمّ حكيم سنايى است . منه . [ مرحوم مؤلّف ] .