تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 574

مساهمون:

ص٥٧٤
تصريح نموده . اگرچه با همهء انصافش به جهت بىاطّلاعى بر كتب اماميّه ، در تسليم نسبت مذكور گول سلف خود را خورده . اين ناچيز اگرچه در صبيحهء هفتم از عبقريّهء سوّم اين بساط كه در ردّ شبههء هفتم مخالفين بر مهدويّت آن حضرت است ؛ جهات اغربيّت امر دجّال را از امر آن ولىّ حضرت ذو الجلال ذكر نموده‌ام ، لكن چون ذكر آن‌ها در اين مقام ، متمّم مرام و ملائم با كلام بود ، به تكرار آن‌ها اقدام نمودم . نعم هو المسك ما كررته يتضوّع . بلكه چنان‌كه گنجى شافعى گفته ، مىتوان گفت بقاى دجّال ، به تبعيّت بقاى آن حضرت و وجود آن نابكار ، متفرّع بر وجود آن ولىّ كردگار است ، چگونه بقاى فرع بدون بقاى اصل و بقاى تابع بدون بقاى متبوع روا باشد ؛ چنان‌چه ضمن جواب از شبههء پنجم اهل خلاف كه در صبيحهء پنجم از عبقريّهء سوّم اين بساط است ، اين دعوى را به طريق مستوفى اثبات نموده‌ايم ، فارجع .

[ بابارتن هندى ]

هفتم : ابو الرضا بابارتن بن كربال بن رتن ترمذى هندى است كه شش‌صد به بالا از عمرش گذشته ؛ در قاموس « 1 » گفته : بعضى گويند : او از صحابه نيست ، چون مدّعى رؤيت حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و استماع حديث از آن سرور بود و او كذّاب است ، بعد از سنهء شش‌صد هجرت در هند ظاهر و مدّعى شد از صحابه است و بعضى او را تصديق كردند ، احاديثى روايت كرده كه ما آن‌ها را از اصحاب اصحاب او شنيديم . در نجم ثاقب « 2 » از سيّد فاضل متبحّر جليل ، سيّد عليخان مدنى در كتاب سلوة الغريب و اسوة الاريب ، نقل كرده : ايشان از جزء هشتم تذكرهء صلاح الدين صفدى نقل فرموده كه گفته : از خطّ فاضل علاء الدين على بن مظفّر كندى ، چيزى نقل كردم كه صورت آن اين بود : روز يك شنبه ، پانزدهم ذى الحجّة الحرام سنهء هفت‌صد و يازده
هامش
( 1 ) . القاموس المحيط ، ج 2 ، ص 226 . ( 2 ) . نجم ثاقب در احوال امام غايب ، ج 2 ، ص 825 - 817 .