گفتم : تو كيستى ؟ گفت : من دجّالم . مسلم خبر اوّل را در صحيح خود نقل نموده است ، انتهى . « 1 »
في ان بقاء هذا الكافر العلج اغرب من بقاء من بظهوره الفرج
در نجم ثاقب « 2 » ، بعد از نقل اين خبر فرموده : بر هيچ منصفى پوشيده نيست كه از آن تاريخ تا ظهور حضرت مهدى عليه السّلام ، بقاى دجّال از چند جهت غريبتر از بقاى خود آن جناب است .
اوّل ؛ آنكه زنده بودن شخصى مغلول با آن سختى در جزيرهاى كه كسى نشانى از آن ندارد و بر حال آن مطّلع نيست و او نيز ، متمكّن از جلب نفع يا دفع ضررى نمىباشد ؛ اعجب از بقاى شخصى مختار ، ساير در امصار ، متمكّن از اسباب مدد حيات و قادر بر دفع هرمضارّ است .
دوّم ؛ آنكه عمر او به حسب اين خبر و ساير اخبار ، بيش از عمر آن جناب است ، بلكه ظاهر اين خبر دلالت مىكند مدّتها پيش از ظهور ختمى مآب بوده .
سوّم ؛ آنكه دجّال ، كافر مشرك ، حتّى مدّعى ربوبيّت و مضلّ عباد بوده ، بلكه در بسيارى از اخبار فريقين آمده هيچ پيغمبرى نيامد ، مگر آنكه امّت خود را از فتنهء دجّال ترساند ، بنابراين ابقا و روزى دادن به چنين شخصى از غير طرق متعارف ، به مراتب اغرب از بقاى شخصى است كه همهء پيغمبرها بهوجود او بشارت دادند و منتظر ظهور آن جناب بودند كه دنيا را از عدل و داد پر كند ، بيخوبن كفر ، شرك و نفاق را براندازد و خلق را به سوى اقرار به وحدانيّت خداوند عزّ و جلّ بكشاند كه براى هيچ پيغمبرى و وصيّى ميسّر نشده .
البتّه بر فرض صحّت نسبت اهل سنّت به اماميّه كه آن جناب در سرداب سرّ من رأى مستقرّ است ، او به تغذيه از خزانهء غيب سزاوارتر مىباشد ؛ چنانكه گنجى شافعى
هامش
( 1 ) . ر . ك : سنن ابى داود ، ج 2 ، ص 319 ؛ الآحاد و المثانى ، ج 6 ، صص 6 - 5 ؛ صحيح ابن حبان ، ج 15 ، ص 196 .
( 2 ) . نجم ثاقب در احوال امام غايب ، ج 2 ، ص 809 - 803 .