سر خود را به سوى آن بلند كرد و آن را بخواند .
ناقه آمد و پيش روى او خوابيد ، سپس بر آن سوار شد .
گفتم : مىخواهم با تو مصاحبت كنم .
گفت : تو قدرتى كه با من مصاحبت كنى ، ندارى .
گفتم : من زوجه و عيالى ندارم .
گفت : تزويج كن و بترس از چهار زن ؛ بترس از ناشزه و مختلعت و ملاعنه و از زنان هركه را خواهى ، مبارئت و تزويج كن !
گفتم : من ملاقات تو را دوست دارم ؛
گفت : هرگاه مرا ديدى ، پس مرا ديدى ؛ يعنى : براى ديدن من وقت و مكانى معيّن نيست ، آنگاه گفت : مىخواهم ماه رمضان در بيت المقدّس اعتكاف كنم ، سپس درختى ميان من و او حايل شد . به خدا قسم ندانستم چگونه رفت ! « 1 »
الزام للعامّه ببيانات تامّة
بعد از نقل اين خبر در نجم ثاقب « 2 » مىفرمايد : اين را با عدم اطمينان به صدق او نقل كردم تا بىانصافى اهل سنّت معلوم شود كه اين رقم اخبار را نقل مىنمايند ، مستبعد نمىشمرند و بر راوى آن طعنى نمىزنند ، با آنكه آنچه ما از بقا ، اختفا ، اغاثه ، سير در برارى و بحار و غير آن در حقّ امام عصر عليه السّلام دعوى كنيم ؛ ايشان در حقّ خضر و الياس گويند ، آنها را غريب و مستبعد دانند ، نفى حكمت نمايند و گاهى از آن جناب به امام معدوم تعبير كنند ، نعوذ باللّه من الخذلان و الشقاء .
[ حضرت عيسى ]
سوّم : حضرت عيسى است كه به اتّفاق مخالف و مؤالف زنده و موجود و در آسمان
هامش
( 1 ) . ر . ك : بحار الانوار ، ج 13 ، ص 403 - 401 .
( 2 ) . نجم ثاقب در احوال امام غايب ، ج 2 ، ص 812 - 809 .