تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 515

مساهمون:

ص٥١٥

مدح للكافور بقول زور

بدان كافور اخشيدى غلامى سياه و خادمى از خدّام محمد بن طغج بوده كه به اخشيد مشهور است ، اخشيد ، متبنّى شاعر را بر پسر خود ابو القاسم انوجور ، اتابك قرار داد و او كما ينبغى مملكت مصريّه را رتق و فتق مىنمود . متبنّى در مدح كافور اخشيدى چنين گفته :
و من قوم سام لو رأك لنسله * فدى ابن اخى نسلى و نفسى و ماليا
اين ، قول زور و مدحى است كه از طريق انصاف دور است ، چراكه معنى اين است : اى كافور ! اگر سام بن نوح تو را مىديد ، هرآينه مىگفت : حام فداى پسر برادرم باد كه نسل من ، نفس من و مال من ابو العبيد است ؛ زيرا چنان‌كه ذكر شد ، ممدوح ؛ يعنى كافور ، غلام سياهى است كه مملوك اخشيد بوده و از اولاد حام است ، پس صادق آيد كه او برادرزادهء سام باشد و آن‌چه ذكر شد ، با منقولات صاحب كتاب محيط المحيط مطابق است . از ايشان رستم بن زال است كه معروف به شجاعت باشد و از نوابغ با شهامت ، معدود مىشود ، چون بنابر نقل صاحب ناسخ التواريخ ، مدّت زندگانى او در اين جهان بر باد بنيان ، شش‌صد سال بوده و چون كيفيّت قتل او خالى از عبرت نيست ؛ لذا اين ناچيز جهت تنبيه برادران عزيز آن را در اين مقام مذكور مىدارم .

نقل حيلة و قتل غيله

در ناسخ آمده : از كنيزكى نوازنده ، پسرى براى زال به‌وجود آمد كه شغاد نام داشت ، چون به حدّ رشد و تميز رسيد ، زال دختر حاكم كابل را برايش عقد بست و او را به كابل گسيل ساخت تا با ضجيع خويش ، هم‌بستر شود و آن‌جا سكونت كند . فرمان‌گذار كابل از وقوف شغاد در آن بلد به غايت شاد شد و انديشيد رستم‌دستان از خراجى كه همه ساله از آن اراضى طلب مىفرمود ، به مرسوم برادر خواهد گذاشت و سال‌ها با خصب