در تفسير شيخ فرات بن ابراهيم مروى است كه ابن عبّاس گفت : در ظهور حضرت قائم ، يهودى و نصرانى و صاحب ملّتى باقى نماند ، مگر آنكه در اسلام داخل مىشود تا اينكه گوسفند ، گرگ ، گاو ، شير ، انسان و مار ، مأمون مىشوند و موش ، خيك را پاره نمىكند . « 1 »
شيخ مقدّم احمد بن محمد بن عيّاش در مقتضب الأثر « 2 » به سند خود از عبد اللّه بن ربيعهء مكّى از پدرش روايت كرده ؛ گفت : من از كسانى بودم كه با عبد اللّه زبير در كعبه كار مىكرديم و او به عمله امر كرده بود در رفتن به زمين - يعنى براى پايه - مبالغه كنند .
گفت : به سنگى مانند شتر رسيدم و روى آن نوشتهاى يافتم . تا آنكه مىگويد : آن را خواندم ؛ در آن بود : بسم اللّه ، الاوّل لا شىء قبله ، لا تمنعوا الحكمة أهلها فتظلموهم و لا تعطوها غير مستحقّها فتظلموها و آن طولانى است .
در آن بعثت رسول خدا ، صفات حميده ، كردار جميله ، مقرّ و مدفن آن جناب و همچنين هريك از ائمّهء طاهرين ذكر شده تا آنكه در حقّ حضرت عسكرى عليه السّلام گفته :
در مدينهء محدّثه مدفون مىشود ، آنگاه بعد از او منتظر و اسم او ، اسم پيغمبر است .
به عدل امر مىكند و خود به آن رفتار مىنمايد ، از منكر نهى مىكند و خود از آن اجتناب مىنمايد . خدا به سبب او تاريكىها را بر طرف و به وسيلهء او ، شكّ و كورى را دور مىكند . در روزگار او گرگ با گوسفند چرا مىكند ، ساكن در سما ، مرغان در هوا و ماهيان در دريا از او خشنود مىشوند .
اى چه بندهاى كه چهقدر بر خداوند تبارك و تعالى ، ارجمند است ! خوشا به حال آنكه از او اطاعت كند و واى بر آنكه نافرمانى او كند . خوشا به حال آنكه پيش روى او مقاتله كند ، پس بكشد يا كشته شود . درودها و رحمت از پروردگار بر ايشان باد ! ايشان هدايتيافتگان ، رستگاران و فيروزشدگان هستند . عبارت نجم ثاقب تمام شد .
اين ناچيز گويد : باسط يكى از اسماى حسناى الهيّه و معنى آن در لغت ، نشر و
هامش
( 1 ) . ر . ك : بحار الانوار ، ج 51 ، ص 61 ؛ الدر المنشور ، ج 3 ، ص 31 ؛ تأويل الآيات ، ج 2 ، ص 689 .
( 2 ) . مقتضب الاثر فى النص على الائمة الاثنى عشر ، ص 14 - 12 .