تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 495

مساهمون:

ص٤٩٥
ولى نمىشناسد . شيخ متعبّد ورع تقى ، حاج عنايت اللّه براى ما حكايت كرد ، گفت : سنهء هزار و سى صد و سى و يك در طريق مراجعت از حجّ بودم . ليلهء جمعه از منا به مسجد الحرام آمدم . با دو نفر از اتقيا نزديك مسجد ميلاد حضرت امير المؤمنين عليه السّلام نشستيم و به ختم
« أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ » ،
براى تعجيل فرج حضرت ولى عصر عجّل اللّه تعالى فرجه الشريف - مشغول شديم . از آن‌جايى كه تقدير را تدبير ، تغيير نمىدهد ، هر سهء ما را خواب ربود . قريب به دو هزار بار گفته بوديم ، ناگاه از خواب بيدار شدم ، ديدم بر يكى از دو رفيق كه از مسجد بيرون رفته ، كمال كدورت و كلال عارض شد . فورا رفتم و تجديد وضو نمودم . با نهايت تأسّف ، وارد مسجد شدم و عجم جز ما دو نفر كسى نبود و از اعراب سنّيان دو سه نفر مشغول مناجات بودند . به موضعى آمدم و به تضرّع و زارى مشغول شدم . هنگام سحر بود ، ناگاه احساس كردم بزرگوارى به شانهء من دست گذاشت و فرمود : حال بسيار خوبى است . وقت بسيار خوبى است ، حال بسيار خوبى دارى ، در دعا اهتمام نما . به مجرّد شنيدن اين كلمات ، بدنم مرتعش گرديد و حالم دگرگون شد . چون نظر كردم ، احدى را نيافتم و در مسجد ، جز رفيقم كه در جاى خود بود ، كسى عجم نبود . يقين كردم حضرت ناموس دهر و ولىّ عصر - عجّل اللّه تعالى فرجه الشريف - بود .

[ تشرف حاج على قاو ] 26 مسكة

در اين باب است كه جناب حاجى على قاو آن حضرت را در مسجد كوفه مىبيند و نمىشناسد . ديدنش به معجزه‌اى متعقّب مىشود . سيد جليل نبيل ، آقا سيد محمد على ، معروف به بهشتى براى ما حكايت نمود كه عالم كامل فاضل ، شيخ عبد الهادى ، معروف به شابله در ناحيهء مقدّسهء سامرّا در محضر
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 495 | صادق برزگر بفرويى / حسين احمدى قمى / الشيخ علي اكبر النهاوندي