از جمله آنكه در روايت سهل بن حبيب وارد شده كه من در كوفه حاضر بودم كه سر مطهّر حضرت ابا عبد اللّه الحسين عليه السّلام را با اهل بيت او وارد كوفه نمودند . ديدم آن سر منوّر ، سورهء كهف قرائت مىنمود تا آنكه او را داخل مجلس شوم ابن زياد نمودند .
ناگاه آتشى از قصر بيرون آمد و ابن زياد و اهل مجلس او را احاطه كرد ، آن لعين فرار نموده ، در بعضى از بيوتات قصر داخل شد .
در آن حال ، آن سر مطهّر به لسان صدق فصيح ، فرمود : اى لعين ! به كجا فرار مىنمايى ؟ ! اين آتش اگر در دنيا از تو رفع شود ، در آخرت از تو رفع نخواهد شد و جاى تو در آخرت در آتش خواهد بود . همهء اهل مجلس از خوف و دهشت آن آتش و از تكلّم نمودن آن سر منوّر بر روى در افتادند و بر صورت خود لطمه مىزدند . بعد از اندك زمانى آن آتش مرتفع گرديده ، ناپديد شد و براى اهل مجلس امنيّت حاصل گرديد . آنگاه ابن زياد ملعون به مجلس خود معاودت نمود .
از جمله معجزات حضرت سيّد الشهدا عليه السّلام آن است كه در كتاب احسن الكبار از احمد بن حسين روايت كرده ، گفت : به دهى در كربلا بودم ، گاوى ديدم كه مىدويد و خلقى به دنبال وى بودند و مىدويدند ، تا نزد قبر مولانا حسين بن على عليهما السّلام رسيد و خود را به خاك قبر مطهّر مىماليد . برخاست ، مىرفت و بانگ مىكرد تا به در خانهاى آمد و در آن خانه بسته بود . سرش را بر در زد . در باز شد و گوسالهء وى از آنجا بيرون آمد .
حال ، چنين بود كه گوسالهء آن گاو را دزديده بودند و صاحب گاو نمىدانست ، كجاست . گاو پيش قبر حسين عليه السّلام آمد ، خود را بر قبر ماليد ، بازگشت و گوساله را از خانهء دزد بيرون آورد ؛ به اشارت كه از قبر امام عليه السّلام آمده بود ، او را معلوم شد . اين معجزهء قاطع و براهين منتخب بود كه از قبر او برآمد . صلوات اللّه و سلامه عليه و على اولاده عليهم السّلام .
ايضا در آن كتاب است كه از امام النّاطق جعفر بن محمد الصادق عليه السّلام روايت كنند كه حضرت حسين عليه السّلام چون غلامان را به مزرعهاى از آن خود مىفرستاد ؛ گفت : فلان روز از آنجا بيرون نياييد ، بلكه روز پنجشنبه بيرون بياييد . اگر خلاف كرديد و به راه
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 407
مساهمون: صادق برزگر بفرويى
ص٤٠٧