عصر ولادت بوده ، در پنجاه و هشت ضبط كردهاند .
على بن حسين مسعودى در كتاب اثبات الوصيّهء خود ، سال تولّد آن سرور را دويست و پنجاه و شش فرموده ، اگر چه روايت پنجاه و پنج را نيز نقل نموده است .
در نظر اين ناچيز ، ارجح دويست و پنجاه و شش است . چه آن ؛ علاوه بر جلالت قدر ناقلينش كه مسعودى و شيخ طوسى رحمه اللّه و صدوق مىباشند ، مؤيّد است به آنچه در السنهء اثنا عشريّه مشهور است كه سال تولّد آن بزرگوار نور است ؛ يعنى مطابق با جمل لفظ نور است كه دويست و پنجاه و شش مىباشد . همچنين مؤيّد است به اينكه يكى از القاب مباركهء آن بزرگوار ، نور است ، تطبيقا لللقب مع الملقّب به و توفيقا للأسم مع المسمّى .
در نجم ثاقب ، اين لقب را در ضمن يك صد و هشتاد و دو اسم و لقب و كنيه كه براى آن سرور ذكر كرده ، نوشته و فرموده است : صد و شصت و هشتم ؛ يعنى از اسامى و القاب آن بزرگوار ، نور آل محمد عليهم السّلام است ، چنانچه در خبرى است كه صادقى آن را در ذخيره ، از اسامى آن جناب شمرده كه در قرآن و در چند خبر كه بعضى خواهد آمد ، مذكور است .
در آيهء شريفه :
وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ
« 1 » ؛ يعنى به ولايت قائم و به ظهور آن جناب . در آيهء شريفهء :
وَ أَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّها
« 2 » مراد ، روشن شدن زمين به نور آن جناب است و در يكى از زيارات جامعه در اوصاف آن حضرت است ، « نور الأنوار الّذى تشرق به الأرض عمّا قليل » .
در غاية المرام « 3 » و غيره از جابر بن عبد اللّه انصارى مروى است كه گفت : داخل مسجد كوفه شدم درحالىكه امير المؤمنين عليه السّلام با انگشتان مبارك مىنوشت و تبسّم مىفرمود .
هامش
( 1 ) . سوره صف ، آيه 8 .
( 2 ) . سوره زمر ، آيه 69 .
( 3 ) . غاية المرام ، ج 3 ، ص 264 .