ابو احمد او را گرفت و بند از بندش جدا كرد . « 1 »
[ روايت حضرت عسكرى ( ع ) ] 12 مسكة
خبر بيست و هشتم : نيز از ابو محمد عبد اللّه بن حسين بن سعد كاتب روايت كرده ، گفت : حضرت عسكرى عليه السّلام فرمود : بنى اميّه و بنى عبّاس ، شمشيرهاى خود را به دو سبب بر ما گذاشتند ؛ يكى آنكه مىدانستند ، در خلافت حقّى براى ايشان نيست و مىترسيدند از آنكه ما دعواى خلافت كنيم و خلافت در جاى خود قرار گيرد . دوّم آنكه از اخبار متواتر واقف شده بودند زوال ملك جبّاران و ظالمان ، در دست قائم ما خواهد بود و شكّ نداشتند در آنكه ايشان از جابران و ظالماناند .
بنابراين در كشتن اهل بيت رسول خدا و نيست و نابود كردن نسل آن حضرت كوشش كردند ، از روى طمعى كه براى ايشان در وصول به منع تولّد حضرت قائم عليه السّلام با كشتن آن حضرت بود ؛ يعنى در كشتن اهل بيت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله مبالغه مىنمودند ؛ به اميد آنكه شايد آن حضرت به وجود نيايد يا اگر به وجود آمده باشد ، كشته شود تا ملك و پادشاهى از دست ايشان در نرود . لذا خداوند ابا نموده كه امر آن حضرت را براى يكى از ظالمان كشف نمايد ، الّا آنكه نور خود را تمام مىگرداند ، اگر چه مشركان خوش نمىدارند . « 2 »
[ روايت عبد اللّه بن سنان ]
خبر بيست و نهم : ايضا از فضالة بن ايّوب از عبد اللّه بن سنان روايت كرد ، گفت :
پدرم از حضرت ابى عبد اللّه جعفر الصادق عليه السّلام ، از سلطان عادل سؤال كرد . آن حضرت فرمود :
هامش
( 1 ) . ر . ك : كفاية المهتدى ، [ گزيده ] ، صص 161 - 160 ، حديث سى و دوم .
( 2 ) . همان ، ص 179 ، حديث سى و چهارم .