او كسى است كه خداى تعالى اطاعت و فرمانبردارى او را بعد از انبيا و مرسلين بر جميع آدميان و جنّيان فرض گردانيده و او سلطانى بعد از سلطانى است ، تا آنكه به سلطان دوازدهم منتهى مىشود . پس مردى از اصحاب آن حضرت گفت : اى فرزند رسول خدا ! براى ما صفت كن كه ايشان كيستند ؟
آن سرور فرمود : ايشان آن كساناند كه خداى تعالى دربارهء ايشان فرموده :
أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ
« 1 » و آن كساناند كه خاتم ايشان ، آن كسى است كه عيسى عليه السّلام در زمان دولت او از آسمان فرود خواهد آمد و در خلف او نماز خواهد گزارد . او آن كسى است كه دجّال را خواهد كشت و خداى تعالى مشارق و مغارب زمين را به دست او مفتوح خواهد ساخت و پادشاهى و سلطنت او تا روز قيامت خواهد كشيد . « 2 »
مناسب است در اينجا حديثى ذكر شود كه شيخ مذكور از محمد بن ابى عمير و صفوان بن يحيى هردو از جميل بن درّاج از حضرت صادق عليه السّلام از پدران خود از امير المؤمنين كه آن حضرت فرمود : اسلام و سلطان عادل دو برادر توأماند . شايسته نيست يكى از آن دو ، مگر با رفيق و صاحبش . اسلام اساس و سلطان عادل ، پاسبان و نگاه دارندهء آن اساس است . آنچه آنرا اساس نيست ، منهدم و آنچه آن را پاسبان نيست ، نابود و ناچيز است .
پس از اين جهت كه چون قائم ما رحلت خواهد كرد ، اثرى از اسلام باقى نخواهد ماند و چون اثرى از اسلام نماند ، اثرى از دنيا باقى نخواهد ماند . « 3 »
[ روايت زراره ]
خبر سىام : نيز از محمد بن ابى عمير رضى اللّه عنه از عمرو بن اذينه از زراره از
هامش
( 1 ) . سوره نساء ، آيه 59 .
( 2 ) . ر . ك : كفاية المهتدى ، [ گزيده ] ، ص 292 ، حديث سى و نهم .
( 3 ) . همان ، ص 293 ، حديث سى و نهم .