گردد ، پس از مردمان غايب شود غايب شدنى دراز ، بعد از آن ظاهر شود و دجّال را بكشد . سپس زمين را از عدل و داد پر كند ، همچنانكه از جور و ظلم پر شده باشد .
براى احدى حلال نيست پيش از خروجش ، او را به نام و كنيه ذكر كند .
آنگاه فرمود : صلوات خدا بر او باد ! « 1 »
[ روايات ديگر ]
خبر بيست و پنجم : ايضا از احمد بن اسحاق بن عبد اللّه الاشعرى روايت كرده ، گفت : از امام حسن عسكرى عليه السّلام شنيدم ، مىگفت :
حمد و سپاس خداوندى كه مرا از دنيا بيرون نبرد تا خلف را به من نمود كه بعد از من و شبيهترين مردمان به حضرت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از روى خلق و خلق است .
خداوند در زمان غايب بودنش او را محافظت خواهد نمود و بعد از آن او را ظاهر خواهد گردانيد . پس زمين را از عدل و داد پر خواهد كرد ، همچنانكه از ظلم و جور پر شده باشد . « 2 »
خبر بيست و ششم : نيز از محمد بن على بن حمزة بن الحسين بن عبيد اللّه بن العبّاس بن على بن ابى طالب عليه السّلام روايت كرده ، گفت : از امام حسن عسكرى عليه السّلام شنيدم ، مىگفت : ولىّ و حجّت خدا بر بندگان و خليفهء بعد از من ، در شب نيمهء ماه شعبان سال دويست و پنجاه و پنج ، هنگام طلوع فجر ختنه كرده متولّد شد . اوّل كسى كه او را شست ، رضوان ، خازن بهشت ، با جمعى از ملايكهء مقرّبين بود كه او را به آب كوثر و سلسبيل شستند . بعد از آن عمّهء من حكيمه خاتون ، دختر امام محمد بن على رضا عليهما السّلام او را شست .
پس ، از محمد بن على كه راوى اين حديث است ، از مادر حضرت صاحب الامر عليه السّلام پرسيدند ، گفت : مادرش مليكه بود كه بعضى روزها او را سوسن و بعضى از ايّام ،
هامش
( 1 ) . ر . ك : كفاية المهتدى ، [ گزيده ] ، ص 133 ، حديث بيست و هشتم .
( 2 ) . همان ، ص 143 ، حديث بيست و نهم .