امامى از ايشان از مردمان غايب گردد .
جندل گفت : اى رسول خدا ! حسن از ايشان غايب گردد ؟
فرمود : نه ! و ليكن پسر او ، حجّت به غيبتى طولانى غايب گردد . جندل گفت : نام او چيست ؟ رسول خدا فرمود : نام برده نشود تا زمانى كه خداوند او را ظاهر سازد .
جندل گفت : به تحقيق موسى ما را به تو و اوصياى تو بشارت داد كه از ذريّهء تواند .
سپس رسول خدا اين آيه را تلاوت فرمود :
« وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضى لَهُمْ وَ لَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً » .
جندل گفت : اى رسول خدا ! خوف ايشان از چه باشد ؟
حضرت فرمود : در زمان هريك از ايشان ، شيطانى باشد كه ايشان را آزار كند و بر ايشان جفا نمايد ، چون خداوند حجّت را رخصت دهد ، بيرون آيد ، زمين را از ظالمان پاك سازد و از عدل و داد پر كند ، آنچنانكه از ظلم و جور پر شده باشد .
خوشا به حال آنانكه در زمان غايب شدن او ، صابر باشند و خوشا به حال آنها كه به حجّت و طريقهء او سالك و در مودّت و محبّت او ثابت باشند . ايشان ، آنانند كه خداوند در كتاب خود ايشان را به
الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ
« 1 » ، وصف فرموده و جاى ديگر در كتاب خود ، در صفت ايشان فرموده :
أُولئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ
« 2 » .
جابر گفت : بعد از آن جندل بن جناده تا ايّام حسين زيست ، سپس به طرف طايف رفت ، در آنجا بيمار شد ، در آن بيمارى شير طلبيد ، جرعهاى از آن نوشيد و گفت : اين عهدى است كه رسول خدا فرموده بود آخرين زاد من از دنيا ، جرعهاى شير باشد . بعد از آن رحلت كرد و در طايف در موضعى مدفون گرديد كه به كورا معروف است . « 3 »
هامش
( 1 ) . سورهء بقره ، آيه 3 .
( 2 ) . سورهء مجادله ، آيه 22 .
( 3 ) . ر . ك : كفاية المهتدى ، [ گزيده ] ، ص 71 - 69 . حديث يازدهم .