اين امّ سليم سؤال كردم و اسناد حديث عامّه را بر او خواندم ، طريق او را مستحسن شمرد ؛ يعنى راوىهاى او و طريق اصحاب ما را مدح و توثيق كرد ، ابو صالح قاضى طرطوسى را شناساند و گفت : او ثقهء عدل حافظ بود .
اما امّ سليم ؛ او زنى از نمر بن قاسط بود . معروف است از زنهايى است كه از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روايت كردند ، گفت : او امّ سليم انصاريّه ، مادر انس بن مالك نيست و نه امّ سليم دوسيّه كه براى او صحبت و روايتى بود ؛ يعنى حضرت را ديده و از او روايت كرده بود و نه امّ سليم خافظه ؛ يعنى ختنهكننده كه دخترها را در عهد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ختنه مىكرد و نه امّ سليم ثقفيّه كه او دختر مسعود ثقفى ، خواهر عروة بن مسعود ثقفى بود ، او اسلام آورده و اسلامش نيكو شده بود و حديث روايت مىكرد ، انتهى . « 1 »
تمام حديث مناسب مقام نبود ، اما به جهت شرافت و قلّت وجود و اتّفاق سند ، به نقل تمام ، متبرّك شديم .
[ روايت داود رقى از امام صادق ( ع ) ] 5 مسكة
نيز در آنجا از طريق اهل سنّت از داود رقى روايت كرده ، گفت : بر جعفر بن محمد عليهما السّلام داخل شدم . فرمود : اى داود ! چه سبب طول كشيدن آمدنت نزد ما شد .
گفتم : فدايت شوم ! حاجتى در كوفه مرا عارض و سبب شد شرفيابىام خدمت تو طول كشد .
فرمود : در آنجا چه ديدى ؟
گفتم : عمّ تو ، زيد را بر اسب دراز دمى ديدم كه قرآنى به هيكل انداخته و فقهاى كوفه دورش را گرفته بودند ، در حالىكه مىگفت : اى اهل كوفه ! من علم ميان شما و خداى تعالى هستم . به تحقيق شناختهام آنچه در كتاب خدا از ناسخ و منسوخ او است .
هامش
( 1 ) . مقتضب الاثر فى النص على الائمة الاثنى عشر ، ص 22 - 18 .