حضرت ابو عبد اللّه عليه السّلام فرمود : اى سماعة بن مهران ! آن صحيفه را بياور . صحيفهء سفيدى آورد ، به من داد و فرمود : بخوان ! اين از چيزهايى است كه نزد ما اهل بيت است و بزرگى از ما ، از بزرگى ، از زمان رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به ميراث مىبرد ، آن را خواندم ، در آن ، دو سطر ديدم :
سطر اوّل ؛ لا إله الّا اللّه محمّد رسول اللّه .
سطر دوّم : « انّ عدّة الشّهور عند اللّه اثنى عشر شهرا في كتاب اللّه يوم خلق السّموات ، منها اربعة حرم ، ذلك الدّين القيّم علىّ بن ابيطالب و الحسن بن على و الحسين بن على و على بن الحسين و محمد بن على و جعفر بن محمد و موسى بن جعفر و علىّ بن موسى و محمد بن على و علىّ بن محمد و الحسن بن على و الخلف منهم ، الحجّة » .
آنگاه به من فرمود : اى داود ! آيا مىدانى كجا و كى نوشته شده ؟
گفتم : اى فرزند رسول خدا ! خداوند و رسول او و شما داناتريد .
فرمود : پيش از آنكه آدم به دو هزار سال خلق شود ، پس زيد را كجا تباه مىكنند و مىبرند ؟ « 1 »
نيز از شيخ ثقه ابو الحسين عبد الصمد بن على روايت كرده ، تمام خبر را از اصل كتاب خود بيرون آورد ، تاريخ آن سنهء دويست و پنجاه و هشت بود كه آن را از عبيد بن كثير ابى سعد عامرى شنيده بود ، گفت : نوح بن جرّاح از يحيى بن اعمش از زيد بن وهب از ابن ابى جحيفه سواى مرا خبر داد كه از سواة بن عامر است و حارث بن عبد اللّه حارثى همدانى و حارث بن شرب ، هريك خبر دادند ، ايشان نزد على بن ابى طالب عليه السّلام بودند ؛ هرگاه حسن عليه السّلام پيش مىآيد ، مىفرمود : مرحبا ! اى پسر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و هرگاه حسين عليه السّلام پيش مىآمد ، مىفرمود : پدرم فداى تو ، اى پسر بهترين كنيزان !
كسى به آن جناب عرض كرد : يا امير المؤمنين ! چه شد كه به حسن آن را و به
هامش
( 1 ) . مقتضب الاثر فى النص على الائمة الاثنى عشر ، صص 31 - 30 ؛ بحار الانوار ، ج 46 ، صص 174 - 173 .