است . به عزّت و جلال خود قسم ! به درستى كه او حجّت واحيه براى اولياى من و انتقام كشندهء از دشمنان من است .
در نجم ثاقب است كه مؤلّف گويد : اين خبر شريف را ابن شاذان در مناقب مأه « 1 » به همان سند خوارزمى و نيز ابن عيّاشى در مقتضب الاثر « 2 » به همان سند نقل كردهاند كه تمام آن از روات ايشان است و در نسخهء مناقب خوارزمى و مناقب مأه كه نزد حقير است .
نيز مير لوحى آن را در كفاية المهتدى « 3 » با سند ، ابو سليمان ، راعى حضرت و در مقتضب و غيبت شيخ طوسى ، ابو سلمى نقل كرده و ظاهرا همين صحيح باشد ، چنانچه ابن اثير جرزى در اسد الغابه « 4 » در باب كنى ، مىگويد : ابو سلمى ، راعى رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ، بعضى گفتند : اسم او ، حريث و كوفى است و بعضى گفتند : شامى است .
ابو سلام اسود و ابو معمّر عباد بن عبد الصمد از او روايت كرده تا آخر آنچه گفته و از استيعاب و ابو نعيم و ابى موسى نقل كرده و تصريح كرده سين آن مضموم است . راوى همين خبر شريف از او ، ابو سلام است كه او را از روات ابو سلمى شمرده .
[ روايت امام على ( ع ) ] 2 مسكة
نيز در آنجا به سند خود از على بن ابى طالب نقل كرده ، گفت : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود :
من پيش از شما بر حوض وارد مىشوم ، يا على ! تو ساقى حوضى ، حسن دور مىكند ؛ يعنى آنان را كه نبايد از آن بنوشند ، حسين ، امركننده و على بن الحسين ، فارط است ؛
هامش
( 1 ) . مائة منقبة من مناقب امير المؤمنين على بن ابى طالب و الائمة من ولده ، ص 66 - 64 .
( 2 ) . مقتضب الاثر فى النص على الائمة الاثنى عشر ، صص 11 - 10 .
( 3 ) . كفاية المهتدى ، [ گزيده ] ، صص 54 - 53 ، حديث هفتم .
( 4 ) . اسد الغابة ، ج 6 ، صص 154 - 153 .