نوشتند و طايفهء بغات با شاه على حرب كردند و در وقت تابعين ، شاه حسين را زار زار كشتند و هرگاه مصطفى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم خبر داده بود ، هزار ماه خاندان منهزم و مقهور و باغيان مظفّر و منصور شوند ، چنانچه در خزانهء جلاليّه آورده است :
مصطفى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در خواب ديد كه سگ بچّهگان در منبر برآمده ، هفت هف و بف بف مىكند و از آن تعبير فرمود : فلان فلان يزيديه ، تغلّب كنند و در بر منابر خاندان لعنت فرمايند .
در روضة العلما مىگويد : آيهء
خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ
« 1 » آمد ؛ جبرييل گفت : يا محمد ! آن ، هزار ماه است كه ملك يزيديان باشد و بر خاندان لعنت فرستند و آن روز ، روز هزيمت خاندان بود .
سواران دين و پهلوانان ديانت ، تيغ عزيمت و عنان اولويّت اختيار ، به كمّ قضا و قدر انداختند و انگشتان رخصت به عجز در دهان ضرورات كه تبيح المخذورات است ، چون شاه زين العابدين براى خلاص جان خويش كردند تا امام مهدى ، اين نوع معاينه كردند ، هر آينه از دعواى امامت ، ساكت و صامت گشتند و چون وقت ظهور امام مهدى ، سيد محمد بن عبد اللّه ، ابو القاسم شود ، جانبازان خاندان ، علم هزيمت برآرند و دمامهء اولويّت برزنند و از تيغ اختيار ، جملگى اغيار از دنيا اندازند ، فيملاء الأرض قسطا و عدلا ، كما ملئت جورا و ظالما . اين نه فرزند :
اوّل ؛ امام زين العابدين .
دوّم ؛ امام محمد باقر .
سوّم ؛ امام جعفر صادق .
چهارم ؛ امام موسى كاظم .
پنجم ؛ امام على الرضا ابنه .
ششم ؛ امام محمد تقى ابنه .
هفتم ؛ امام على النقى ابنه .
هامش
( 1 ) . سورهء قدر ، آيه 3 .