عبد الغفّار بن ابراهيم علوى عكّى عدنانى شافعى در عجالة الراكب و بلغة الطالب گفته : او يكى از علماى مشهور بود .
كاتب چلبى قسطنطينى در كشف الظّنون في اسامى الكتب و الفنون « 1 » گفته :
درّ المنظّم در سرّ اعظم ، از شيخ كمال الدّين ابى سالم محمد بن طلحهء عدوى جفّار شافعى است كه سنهء شش صد و پنجاه و دو وفات كرده ، مختصرى است كه اوّل آن است :
« الحمد للّه الّذى اطّلع من اجتباه من عباده الأبرار على جنايا الأسرار » .
در آنجا ذكر كرده : براى برادرى صالح ، در بعضى از خلوات ، لوحى كشف شد و در آن دايره حروفى بود كه معنى آن را نمىدانست .
چون صبح شد ، خوابيد ، حضرت على بن ابى طالب عليه السّلام را در خواب ديد و حضرت براى شرح آن لوح ، چيزى فرمود كه او نفهميد ، اشاره كرد نزد كمال الدّين رود تا او شرح كند . نزد او آمد ، صورت واقعه و دايرهء حروف را براى او ذكر كرد . سپس رسالهاى براى آن نوشت و به جفر ابن طلحه معروف شد .
بونى در شمس المعارف كبرى گفته : اين مرد صالح ، در بيت حطابه در مسجد حلب معتكف شده بود و بيشتر تضرّع او به درگاه خداوند اين بود كه اسم اعظم را به او نشان دهد . شبى ، لوحى از نور ديد كه در آن اشكال مصوّر بود . در آن لوح تأمّل نمود ؛ ديد چهار سطر و در وسط ، دايرهاى و داخل آن ، دايرهء ديگرى است .
بساحى گفته : اين مرد صالح ، شيخ ابو عبد اللّه محمد بن حسن اخيمى بود و تلميذ او ابن طلحه ، از اشارات رموز آن ، بر انقراض عالم و سبيل رمز استنباط نمود ، انتهى .
وضوح بودن اين كتاب از او به حدّى است كه ابن تيميمه ، با همهء عناد و لجاج در منهاج خود با آنكه گاهى منكر متواترات مىشود ، نتوانسته منكر شود و اين كتاب را به او نسبت داده ، الحمد للّه و جملهاى از تصانيف او را در كشف الظنون ضبط كرده .
اين ناچيز گويد : عبارت ابن طلحهء مذكور در كتاب مطالب السؤل ، در خصوص ترجمهء حضرت بقيّة اللّه ( عج ) اين است :
هامش
( 1 ) . كشف الظنون عن اسامى الكتب و الفنون ، ج 1 ، ص 734 .