حضرت خلف صالح حجّة بن الحسن العسكرى عليهما السّلام را مهدى موعود و قائم منتظر و غايب از انظار و ساير در اقطار مىدانند و از همهء امامان گذشته ، تصريح به اسم و وصف و شمايل و غيبت آن جناب رسيده و پيش از ولادت آن حضرت ، در كتب معتبرهء ثقات اصحاب ايشان ، ثبت شده كه جملهء آنها تا حال ، موجود و به نحوى كه اخبار نمودند و وصف كردند ، خلق كثيرى ديدند و اسم و نسب و اوصاف ، با آنچه فرمودند ، مطابق شد .
پس براى منصف عاقل ، در بودن اين وجود مسعود ، آن مهدى موعود ، ريبه و شكّى نماند چنانچه از ذكر حضرت رسول و شمايل آن جناب در كتب سماويّه ، منصفين اهل كتاب ، از يهود و نصارا ، به مجرّد ديدن و منطبق كردن ، اسلام آوردند ؛ با آنكه خصوصيّات و اسباب تعريف در آنجا و نزد آنها به مراتب كمتر از آن بود كه در اينجا شده . نيز عمدهء طول عهد پيمبران در آنجا و قرب عهد رسول خدا و اوصيايش - صلوات اللّه عليهم - در اينجا بود و بيشتر آنچه فرمودند ، محفوظ ماند .
حتى جملهاى از مخالفين ما ، آن را نقل كرده و جماعتى از اهل سنّت در اين مذهب و اعتقاد با ما موافقت كردند كه از ذكر اسامى ايشان با اشاره به علوّ مقام آنها نزد آن جماعت ناچاريم ، تا در مقام طعن و ايراد لا محاله ، خود از علما و محدّثين و اهل كشف و يقين و اقطاب روى زمين شرم كنند ، با اينكه در اين مقام در مقابل ، چيزى ندارند و جز اظهار ندانستن و معلوم نبودن و بعضى استبعادات و شبهات كه با جوابش بيايد ، راهى براى نفى دعواى اماميّه ندارند . توضيح بيشتر از اين بيايد ، ان شاء اللّه تعالى .
[ موافقين با شيعه ،
محمد بن طلحه ]
امّا موافقين با ما از اهل سنّت ، از جمله ، ابو سالم كمال الدّين محمد بن طلحة بن محمد قرشى نصيبى است كه در كتاب مطالب السؤل در باب دوازدهم ، با اعتقاد جازم و اصرار بليغ ، اين مطلب را اثبات نموده و پارهاى از شبهات منكرين را ذكر و ردّ كرده و با ابيات رايقه و عبارات مونقه ، آن جناب را مدح نموده كه نسخهء آن كتاب شايع در