تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 230

مساهمون:

ص٢٣٠
طوسى و از متأخّرين ، شيخنا البهايى به جواز قايل شده‌اند . اختلاف ايشان ، ناشى از اختلاف اخبار است و الأحوط بل الاقوى ، هو الأوّل ، زيرا در كثيرى از اين اخبار بر عدم جواز در زمان غيبت تصريح شده است . سپس شمّه‌اى از اين اخبار كه ما در منع نام بردن در زمان غيبت ذكر نموده‌ايم ، نقل نموده و فرموده : قريب به اين مضامين ، اخبار بسيار وارد شده است كه اكثر آن به صراحت بر حرمت تسميهء حضرت حجّت اللّه در زمان غيبت دلالت دارند ، بلكه در بعضى از اخبار كه ائمّه عليه السّلام گاهى به اسم مبارك آن بزرگوار به حروف مقطّعه بدين نحو ( م ح م د ) تعبير مىكردند يا آن‌كه مىفرمودند : اسم مبارك او موافق اسم پيغمبر است به نحو كنايه مىباشد و قايلين به جواز تسميه ، اين اخبار را بر صورت خوف و تقيّه حمل كرده‌اند . در بعضى اخبار ، اشعارى است كه وجه عدم تسميه به جهت خوف و تقيّه است . لكن آن مجرّد اشعار است و با اخبار صحيحهء صريح در امتداد حرمت الى يوم الظّهور معارضه نخواهد نمود . محتمل است ؛ خوف حكمت براى حرمت تسميّه باشد نه علّت . بلكه محتمل است تصريح به اسم آن حضرت در زمان غيبت ، موجب شبهه براى عوام باشد ، چنان‌كه طايفهء يهود مىگويند : هنوز محمد خاتم الأنبيا نيامده و بعد از اين خواهد آمد . پس چه بسا براى عوام النّاس ، اسباب شبهه مىشود به آن‌چه يهود مىگويند . لهذا از تسميه نهى شده ، با آن‌كه اخبار مجوّزه ، به جواز و عدم حرمت صراحت ندارند . بعد از آن بعضى اخبار مجوّزه را نقل نموده و آن‌ها را به آن‌چه ما در ردّ آن‌ها ذكر نموده‌ايم ، رد فرموده تا آن‌كه گفته : بالجمله دلالت اخبار مذكور بر جواز تسميّه در نهايت ضعف است . كما لا يخفى . محتمل است : حرمت تسميه ، مخصوص رعيّت باشد نه امام ؛ يعنى تسميهء به اسم آن حضرت براى ائمّه جايز و براى تمامى مكلّفين ، چنان‌كه صريح اخبار است غير