عرض كردم : چگونه او را ذكر كنيم ؟
فرمود : بگوييد : « الحجّة من آل محمّد صلوات اللّه عليه » . « 1 »
روايت ابن ابى يعفور از صادق عليه السّلام كه فرمود : پنجم از اولاد هفتم ، غايب شود و نام او براى ايشان حلال نباشد .
روايت عبد اللّه عالجى كه گفت : بعضى از اصحاب من ، بعد از وفات ابو محمد از من سؤال كردند كه از نام و مكان سؤال كنم .
در جواب توقيع بيرون آمد : اگر ايشان را بر اسم دلالت كنى ، آن را شايع كنند و اگر مكان را به ايشان بشناسانى ، مردم را بر آن دلالت كنند .
از جمله روايات ، اخبارى است كه دلالت مىكند ائمّه عليه السّلام ، از اسم شريف ، به حروف مقطّعه ؛ يعنى ( م ح م د ) و به كنايات تعبير مىنمودند ؛ مثل آنكه اسم او ، اسم رسول اللّه است .
[ بعضى روايات جواز ] 8 مسكة
ايضا در آن كتاب است كه از جمله اخبارى كه بر جواز دلالت مىكند ، روايت علّان رازى است كه گفت : بعضى اصحاب به من خبر دادند چون جاريهء ابو محمد حامله شد ، آن حضرت فرمود : زود باشد كه به فرزندى حامله شوى كه نام او محمد است و او قائم بعد از من مىباشد . « 2 »
روايت على بن احمد رازى كه گفت : بعض برادران من از اهل رى ، بعد از وفات ابى محمد عليه السّلام به طلب معرفت امام بيرون رفت . اتّفاقا روزى در مسجد كوفه در خصوص امرى كه براى آن بيرون رفته بود مغموم و متفكّر نشسته بود و با سنگ ريزههاى مسجد دست خود را مشغول كرده و جستجو مىنمود ، ناگاه سنگريزهاى به
هامش
( 1 ) . ر . ك : الامامة و التبصرة ، ص 118 .
( 2 ) . كمال الدين و تمام النعمة ، ص 408 .