مقام باشد .
روايت على بن احمد بر جواز نقش و كتابت دلالت مىكند در حالىكه محلّ كلام ، ذكر نام بر زبان است . با اينكه كلام در تكليف انسان است ولى مخلوق و مورد روايت ، عمل خالق باشد .
از اينجا جواب روايت عطّار نيز دانسته شد ، زيرا آنچه بر لوح قبر بود ، كتابت بود . با اينكه كنيّهء بدون ولد هم ، صحيح و واقع است و دلالت مركّب ، دلالت اجزا را لازم ندارد .
امّا روايت ابى غانم ؛ جز به ذكر او به آن نام شريف دلالت ندارد و فعل غير معصوم ، حجّت نيست . نيز اخبار او كه عسكرى او را محمد نام گذاشت ، اخبار از وضع است و دانسته شد وضع اسم ، غير از ذكر آن است .
بنابراين اين اخبار دلالتى بر جواز ذكر اسم شريف ندارد و آن اخبار ، صريح در منع است و حمل آنها بر صورت خوف ضرر ، صرف لفظ از ظاهر خود و بدون دليل است و آن جايز نيست ، با آنكه بعضى از آنها قابل اين حمل نباشد . پس قول اوّل ، اظهر و اقوى و احوط است . و اللّه العالم .
[ نام آن جناب در آسمان و زمين ] 9 مسكة
در كفاية الموحّدين است : و اما اسم مبارك آن حضرت ؛ آنچه از اخبار كثيره مستفاد مىشود آن است كه آن بزرگوار ، همنام رسول خدا و براى ايشان دو اسم است :
يكى معروف در آسمان و آن ( ا ح م د ) و يكى معروف در زمين و آن ( م ح م د ) است .
در ميان علماى اماميّه اختلاف است كه آيا جايز است آن حضرت را به يكى از آن دو اسم نام برد ، يا نام بردن آن نور الهى به اين دو اسم ، حرام است ؟ مشهور ، عدم جواز است و شيخ مفيد و شيخ طوسى - قدّس سرّهما اللّطيف - و اكثر متأخّرين علماى اماميّه به عدم جواز قايل شدهاند و جماعتى چون صاحب كشف الغمّه و خواجه نصير الدّين