تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 228

مساهمون:

ص٢٢٨
دست او آمد كه در آن نوشته بود : محمد . آن مرد گويد : چون تأمّل نمودم ، ديدم آن كتابت ثابت و مخلوق بود ، نه منقوش و مصنوع . « 1 » روايت عطّار كه گفت : خيزرانى از كنيز من خبر داد كه او را به ابى محمد هديه داده بودم كه او هنگام ولادت قائم عليه السّلام حاضر شده بود و ابو محمد چيزهايى را به مادر آن حضرت خبر داده بود كه بر عيال او وارد مىشود . لذا آن مخدّره از آن حضرت سؤال كرد تا دعا كند او قبل از آن حضرت ، وفات كند . پس در حيات ابى محمد وفات كرد و بر قبر او لوحى گذاشتند كه در آن مكتوب بود : « هذا قبر امّ محمّد » . « 2 » روايت ابى غانم خادم كه گفت : فرزندى براى ابى محمد متولّد شد . او را محمد نام نهاد و روز سوّم او را به اصحاب خود نمود و فرمود : اين ، صاحب شما بعد از من و خليفهء من بر شما است . « 3 » از آن‌چه بر آن دلالت مىكند اين است كه كنيهء عسكرى ، ابو محمد است و براى آن بزرگوار ، فرزندى كه نامش محمد باشد ، سواى صاحب دار نيست . پس اصحاب قول اوّل ، به ظاهر روايات سابق تمسّك كرده‌اند و اين اخبار را به عدم صحّت يا صراحت ردّ كرده‌اند و اصحاب قول دوّم ، به اين اخبار تمسّك كرده‌اند و آن اخبار را بر صورت خوف و تقيّه حمل كرده‌اند . اظهر ، قول اوّل است ، زيرا روايات دالّ بر حرمت بيشتر است و علاوه بر اخبار مذكور ، اخبار ديگرى هم هست كه ذكر نكرديم كه اسانيد آن‌ها بهتر و دلالتشان بر منع ، اصرح يا اظهر است ، بلكه انصاف اين است كه اين اخبار دلالتى بر جواز ندارد . امّا روايت اوّل ؛ به جهت آن‌كه نام بردن ، غير از نام گذاشتن است . در دوّمى چاره‌اى از ذكر نام نيست و الّا نام نهادن وضع نشود و اين روايت در اين
هامش
( 1 ) . كمال الدين و تمام النعمة ، ص 408 . ( 2 ) . كمال الدين و تمام النعمة ، ص 431 . ( 3 ) . همان .