زمين ، گنجهايش را ظاهر نمايد .
چرخ از سرعت سير بماند ، عسكرش بر روى آب راه روند ، كوه و سنگ ، كافرى كه خود را به آنها مخفى كرده ، نشان دهند و كافر را به سيما بشناسند ، بسيارى از مردگان در ركاب مباركش باشند و بر فرق زنده شمشير زنند و غير اينها از آيات عجيبه و همچنين آياتى كه پيش از ظهور و خروج ظاهر شود كه عدد آنها احصا نشود و بسيارى از آن در كتب غيبت ، ثبت شده كه همهء آنها مقدّمهء آمدن آن جناب است و عشرى از آن ، براى آمدن هيچ حجّتى نشده .
[ محسن ، منعم و مفضل ] 9 مسكة
بدان از جمله اسامى آن بزرگوار ، يكى محسن و ديگرى منعم و مفضل است ، چنانكه در نجم ثاقب هرسه را از هدايه « 1 » نقل نموده كه آنها را از القاب شمرده است .
هر سهء آنها از اسماى حسنى است و خداى تعالى آن جناب را مظهر اعظم آنها قرار داده ، چنانچه سيد جليل على بن طاوس رحمه اللّه در كتاب اقبال « 2 » به سند صحيح در خبر طولانى روايت كرده :
چون رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم براى دعوت نصارا به نجران رفت ، علماى ايشان براى تحقيق صدق دعواى آن جناب جمع شدند ، كتب آسمانى را حاضر كردند و تفتيش نمودند . از آن جمله صحيفهء كبراى حضرت آدم صفى اللّه كه در آن ، علم ملكوت خداوند جلّ جلاله و آنچه در آسمان و زمين خود آفريد ، سپرده شده بود .
در مصباح دوّم آن بعد از فقراتى چند يافتند : آنگاه آدم به سوى نورى نظر كرد كه درخشيد . پس فضاى شكافته شده را سدّ كرد و مطالع مشارق را گرفت ، آنگاه به همين
هامش
( 1 ) . الهداية الكبرى ، ص 328 .
( 2 ) . اقبال الاعمال ، ج 2 ، ص 335 - 333 .