نحو سير نمود تا آنكه تمام مغارب را گرفت .
بعد از آن ، بالا رفت تا آنكه به ملكوت آسمان رسيد . پس نظر نمود ، ديد نور محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم است و ديد جميع اكناف از بوى خوش او معطّر شدند و نيز چهار نور ديد كه اطراف آن نور را از راست و چپ ، پيش رو و پشت سر گرفتند و در نور ، شبيهترين چيزها به آن نور بودند و در پى آنها هم نورهايى بود كه آنها از آن انوار استمداد مىنمودند و ديدند اين انوار در ضيا و عظمت و خوشبويى به آنها شبيهاند .
آنگاه به آن انوار نزديك شد ، به آن احاطه نمود ، اطراف آن را گرفت و نظر نمود ، انوارى ديد كه بعد از آن به عدد ستارهها و به غايت ، از مراتب آن انوار سابق پستتر بود . پارهاى از اين انوار ، روشنتر از بعضى و در نورانيّت به غايت با يكديگر متفاوت بودند .
سپس سياهى مانند شب ظاهر شد و چون سيل از هرطرفى رو آورد ، چنان رو آوردند كه صحراها و تپّهها را پر كردند و ديد آنها قبيحترين چيزها در صورت و هيأت و متعفّنترين آنها در بو هستند .
پس آنچه از اينها ديد آدم را متحيّر كرد و گفت : اى علّام الغيوب ، اى غافر الذنوب و اى صاحب قدرت قاهره و مشيّت عاليه ! اين خلق سعيدى كه او را بر عالميان ارجمند و بلند مرتبه نمودى ، كيست ؟ و اين نورهاى منيف كه جوانب آن را گرفتند ، كيستند ؟
خداوند به سوى او وحى فرستاد : اى آدم ! اين و اينها وسيلهء تو و هركسى هستند كه از خلق خود نيكبخت كردم . اينها ، سابقين ، مقرّبين و شافعيناند كه شفاعت آنها پذيرفته است .
اين احمد ، سيد ايشان و سيد مخلوقات است . به علم خود او را برگزيدم و اسم او را از اسم خود جدا كردم . منم محمود و او است محمد .
اين صنواو و وصىّ او است ، او را به محمد تقويت كردم و بركات و تطهير خود را در عقب او گرداندم .
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 178
مساهمون: صادق برزگر بفرويى
ص١٧٨