و انتقام كشد .
راوى از او پرسيد : چرا او را حدّ مىزند ؟
فرمود : براى افتراى او بر مادر ابراهيم .
گفت : چرا خداوند آن را براى قائم عليه السّلام تأخير انداخت ؟
فرمود : زيرا خداوند تبارك و تعالى محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را رحمت و قائم عليه السّلام را نقمت مبعوث فرمود .
در كافى « 1 » از آن جناب مروى است كه فرمود : هرگاه يكى از شما قائم عليه السّلام را تمنّا مىكند ، او را در عافيت تمنّا كند ، زيرا خداوند محمد را صلّى اللّه عليه و آله و سلّم رحمت مبعوث فرمود و قائم عليه السّلام را نقمت مبعوث مىفرمايد .
در كمال الدّين « 2 » مروى است : آن حضرت در سنّ سه سالگى به احمد بن اسحاق فرمود : « أنا بقيّة اللّه في أرضه و المنتقم من اعدائه . »
از جمله اسامى آن حضرت ، منتظر است ، چنانكه در كمال الدّين « 3 » از امام محمد تقى عليه السّلام مروى است ؛ فرمود : امام بعد از حسن عليه السّلام ، پسر او قائم به حق است كه منتظر مىباشد .
راوى پرسيد : چرا او را منتظر ناميدند ؟
فرمود : زيرا براى او غايب شدنى است كه روزهاى آن بسيار خواهد بود و مدّت آن طول خواهد كشيد . مخلصان خروج او را انتظار خواهند كشيد ، شكّكنندگان او را انكار خواهند كرد ، جاحدين به ياد كردن او استهزا خواهند نمود ، وقت قراردهندگان دروغ خواهند گفت ، شتابكنندگان غيبت هلاك خواهند شد و تسليمكنندگان ، در آن ايّام رستگارى خواهند يافت ؛ يعنى آنان كه گردن به تسليم گذارند و به چونوچرا كه سبب توقّف چيست و چرا خروج نمىكند ، كار ندارند .
هامش
( 1 ) . الكافى ، ج 8 ، ص 233 .
( 2 ) . كمال الدين و تمام النعمة ، ص 384 .
( 3 ) . همان ، ص 378 .