تخطي إلى المحتوى الرئيسي

النجم الثاقب في أحوال الإمام الحجة الغائب ( عج ) ( نجم ثاقب در احوال امام غايب ع ) ( فارسى ) — صفحة 525

مساهمون:

ص٥٢٥
رفته تا آن روز كه بر ايشان مكشوف شود و حسرت خورند و نتوانند تدارك كنند . و گاهى از روى لطف و عنايت و آگاه كردن مرتكب جرم است به سوء كردار و بدى عاقبت آن ، كه زود ملتفت شود و تلافى كند و اين را با آنان كنند كه بناى عمل خود را بر تجاوز نكردن بر حدود الهيّه گذاشته ، در جميع حركات و سكنات و گفتار و كردار و رفتار ، ملاحظهء رضاى خداوند تبارك و تعالى كنند . پس ، اگر گاهى به جهت پاره‌اى مصالح كه محلّ شرح آنها نيست ، جرمى از ايشان سرزند ، زود جزايش دهند و متنبّهش كنند و دستش بگيرند و پس از آن حالش بهتر از حالت سابق شود و آن انكسار و شرم و خجلت كه در او پيدا شده ، كارش را بالا برد . چنان چه از خبر مخاصمهء جبرئيل و ميكاييل ظاهر مىشود و مقام را گنجايش زياده از اين نيست .

[ بنى طاوس در ميان علما ]

پوشيده نماند كه بنى طاوس در ميان علما ، جماعتى بودند از افاضل آل طاوس . اول و اشهر ايشان : سيّد جليل رضى الدين على بن موسى بن جعفر ابن محمّد صاحب مقامات معروفه و كتب شايعه در ميان شيعه و آنچه در كتب ادعيه و زيارات و فضايل ابن طاوس گويند ، مراد ، اوست . دوم : برادر او عالم نبيل ، احمد كه در فقه و رجال يگانهء عصر بود و مراد از ابن طاوس در كتب فقهيّه و رجاليّه اوست . سوم : پسر او غياث الدين عبد الكريم بن احمد طاوس صاحب كتاب فرحة الغرى كه از اجلّا علما و يگانهء روزگار بود در حفظ وجودت فهم . چهارم : پسر سيّد عبد الكريم رضى الدين ابى القاسم ، على بن عبد الكريم . پنجم : سيّد رضى الدين ابى القاسم ، على بن سيّد رضى الدين على بن طاوس ، صاحب كتاب زوايد الفوائد كه در اسم و كنيه با پدر امجد خود شريك بود . گاهى بر برادر او سيّد جلال الدين محمّد نيز ابن طاوس اطلاق كنند و پدر امجد او