كتاب كشف المحجّه را براى او تصنيف نمود .
در حكايت ورود هلاكو خان به بغداد ، مذكور است كه سيّد مجد الدين ابن طاوس با سديد الدين والد علامه و جمعى ديگر از علما رفتند نزد او و از براى حلّه امان گرفتند .
و در رياض العلماء از تاريخ مولا فخر الدين تباكتى نقل كرده كه سيّد مجد الدين ، محمّد بن حسن بن طاوس حلّى و سديد الدين يوسف ابن مطهّر ، مكتوبى فرستادند نزد هلاكو و اظهار كردند اطاعت و انقياد را و گفتند : « ما يافتيم در اخبار على عليه السّلام « 1 » كه تو خواهى قاهر شد بر اين بلاد . » و ذكر كردند آن خبر مروى از على عليه السّلام را در خروج هلاكو و غلبهء او بر بغداد . « 2 »
پس ايشان را اكرام كرد و حلّه را امان داد و فاضل مورّخ معاصر در ناسخ التواريخ در ذكر بنى طاوس گفته : « يكى از بنى طاوس در عراق سيّد مجد الدين است ، صاحب كتاب البشارة . » در آن ذكر اخبار و آثار وارده مىنمايد و غلبهء مغول را در آن بلاد و انقراض دولت بنى العباس را ذكر مىفرمايد . الخ .
لكن شيخ حسن بن سليمان حلّى تلميذ شهيد اول در كتاب مختصر « 3 » البصاير « 4 » كتاب بشارت را نسبت داده به سيّد على بن طاوس . « و اللّه العالم »
هامش
( 1 ) . ر . ك : منتهى المطلب : ج 3 ، ص 15 ؛ بحار الانوار ، ج 102 ، ص 297 .
( 2 ) . ر . ك : قواعد الاحكام ، ج 1 ، ص 15 ؛ ايضاح الاشتباه ، ص 43 ؛ الذّريعة ، ج 3 ، ص 114 .
( 3 ) . اصل : منتخب .
( 4 ) . مختصر بصائر الدرجات ، ص 212 .