نيز مؤيّد قول صاحب بن عباد است در كتاب محيط اللغة كه كلمهء شئن الكفّين كه در حديث شمايل حضرت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه معروف است و خاصّه و عامّه به اسانيد معتبره ، آن را نقل كردهاند ؛ وارد شده با تاى دو نقطهء فوقانيّه ضبط كرده كه به معنى نرمى است ، چنان چه در آنجا مىگويد : « الشتون : اللينة من الثياب الواحد الشتن و روى في الحديث فى صفة النبى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم انّه كان شتن الكف ، بالتاء و من رواه بالثاء فقد صحف . » انتهى .
يعنى : شتون ، نرم از جامهها است و مفرد آن ، شتن است و روايت شده در خبر كه در صفت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم رسيده اينكه كف آن جناب ، شتن بود با تاء و كسى كه آن را با ثاء روايت كرده ، لفظ حديث را غلط ضبط كرده و لكن ساير محدّثين و شرّاح اخبار و اهل لغت با ثاء ضبط كردهاند ، بلكه سخن صاحب محيط را از غرايب دانستند .
شيخ صدوق بعد از نقل تمام خبر در كتاب معانى الاخبار « 1 » مىفرمايد : سؤال كردم از ابى احمد ، حسن بن عبد اللّه بن سعيد عسكرى از تفسير اين خبر .
گفت : تا اينكه در شرح شثن الكفين مىگويد : يعنى كفهاى مبارك آن حضرت ، خشن و زبر بود و عرب ، مدح مىكنند مردان را به زبرى كف و زنان را به نرمى كف .
و ابن اثير جزرى در نهاية « 2 » مىگويد : يعنى دو كف مباركش مايل بود به غلظت و كوتاهى .
و بعضى گفتهاند كه در انگشتانش ، غلظتى بود بدون كوتاهى و پسنديده است اين ، در مردان . زيرا كه اين اشدّ است از براى قبض كردن ايشان ؛ يعنى از براى گرفتن چيز ، كه شغل مردان است ، اين صفت معيّن است ؛ و مذموم است اين صفت در زنان .
مؤيّد كلام ايشان است ، آنچه در شمايل حضرت امير المؤمنين عليه السّلام رسيده كه كف آن جناب نيز غليظ و زبر بود . شيخ مفيد در ارشاد « 3 » روايت كرده كه چون آن جناب به قصد
هامش
( 1 ) . معانى الاخبار ، ص 87 .
( 2 ) . النهاية فى غريب الحديث ، ج 2 ، ص 444 .
( 3 ) . الارشاد فى معرفه حجج اللّه على العباد ، ج 1 ، ص 247 .