فرمودند و داراى قدرت و توانايى باشد كه اگر صلاح دانست ، درماندهء مستغيث به لسان حال يا مقال را نجات دهد و از گرداب بلا درآورد و اين مقام را شايستگى ندارد ، جز كسى كه داراى مقام امامت باشد و پا در بساط ولايت گذارده باشد .
نيز مؤيّد اين مقال است ، آنچه در ميان جميع عربهاى حضرى و اهل باديه ، اشتهار دارد از تعبير كردن از آن ذات مقدّس به ابو صالح و در توسّلات و استغاثات و ندبهها و شكايتها جز به اين اسم ، آن حضرت را نخوانند و شعراى معروفين ، مكرّر در قصايد مدايح و مراثى و ندبهها به همين كنيه آن جناب را ذكر مىكنند .
مأخذى در اخبار خاصّه براى آن به نظر نرسيده ، جز خبرى كه احمد بن محمّد بن خالد برقى روايت كرده در كتاب محاسن از ابو بصير از جناب صادق عليه السّلام كه فرمود :
« هرگاه گم شدى در راه ، پس ندا كن يا بگو ، يا صالح ! يا ابا صالح ! ارشدانا الى الطريق رحمكما اللّه . »
عبيد بن حسين زرندى كه راوى خبر است از على بن ابى حمزه گفت : پس رسيد به ما اين بلا ، پس امر نموديم بعضى از كسانى كه با ما بودند اينكه دور شود و ندا كند . پس دور شد و ندا كرد ، آنگاه آمد نزد ما . پس خبر داد ما را كه او شنيد آواز نازكى را كه مىگويد : « راه طرف راست ، يا گفت سمت چپ . »
پس يافتيم راه را چنان چه گفته بود . « 1 »
و ترديد در يا صالح و يا ابا صالح و نيز ترديد در سمت راست يا چپ از راوى خبر است كه سهو كرده . چنان چه سيّد على بن طاوس در كتاب امان الاخطار « 2 » بعد از نقل خبر از محاسن ، تصريح فرموده و شيخ برقى در كتاب مذكور از پدر خود ، محمّد بن خالد برقى نقل كرده كه او در سفرى با جمعى از راه كج شدند .
گفت : پس ما اين كار را كرديم . پس راه را به ما نشان دادند رفيق ما ، يعنى آنكه كناره
هامش
( 1 ) . المحاسن ، ج 2 ، ص 362 و نيز ر . ك : بحار الانوار ، ج 60 ، ص 72 . و نيز روايتى شبيه همين مضمون از امام سجاد عليه السّلام ر . ك : بحار الانوار ، ج 97 ، ص 112 .
( 2 ) . الامان من اخطار الانصار ، ص 121 .