شيخ طوسى « 1 » و شيخ نعمانى « 2 » در كتاب غيبت خود به سند معتبر از مفضل بن عمر روايت كردند كه او گفت ، شنيدم كه ابو عبد اللّه عليه السّلام مىفرمايد : « به درستى كه از براى صاحب اين امر ، دو غيبت است . يكى از آنها طول مىكشد تا اينكه مىگويند بعضى كه مرد و مىگويند بعضى كه كشته شد و مىگويند بعضى كه رفت تا اينكه باقى نمىماند بر امر او از اصحابش مگر چند نفرى . مطّلع نمىشود بر موضع او احدى از فرزندان او ، مگر آنكه مشغول خدمت و متولّى امور او است . »
و شيخ نعمانى از اسحاق بن عمّار روايت كرده كه گفت : شنيدم كه ابو عبد اللّه جعفر بن محمّد عليهما السّلام مىفرمايد : « از براى قائم عليه السّلام دو غيبت است . يكى از آنها طولانى است و ديگرى كوتاه است . در يكى ، عالم است به مكان او در آن غيبت ، خاصّه از شيعيان او و در ديگرى عالم نيست به مكان او خاصّه مواليان او ، در دين او . » « 3 »
مخفى نماند كه اين خبر اسحاق همان خبر مروى در كافى است و در بعضى نسخ ، چنان است كه ذكر كرديم و در بعضى ، مطابق نسخهء كافى است و به هر نسخه در خبر ، جوابى است از اصل مقصود ، چه ساير خبر كافى دلالت دارد بر آنكه خاصّان از مواليانش در غيبت كبرى عالماند به مستقر و مكان آن جناب . پس مؤيّد جواب پنجم باشد .
و بنابر بعضى نسخ نعمانى ، مراد آن خواهد بود كه خاصّان در آن وقت عالم نيستند به محلّ اقامت آن حضرت ، پس نفى نمىكند مشاهده و رؤيت را در اماكن ديگر و نبود در قصص گذشته ، قصّهاى كه دلالت كند بر ملاقات احدى ، آن جناب را در آن محل .
و اللّه تعالى هو العالم .
هامش
( 1 ) . الغيبة ، شيخ طوسى ، ص 162 .
( 2 ) . الغيبة ، محمد بن ابراهيم نعمانى ، ص 171 .
( 3 ) . همان ، ص 170 .