ايشان ، پيش از اثبات آن وجود مقدّس - جلّت عظمته - صورت نگيرد و ميسّر نباشد و اگر اين استبعاد از آنهاست كه در زير بار ملّت درآمده و اعتراف كرده به وجود حكيمى و قادرى على الاطلاق كه آنچه خواهد ، تواند كند و مكرّر به دست انبيا و اوصيا عليهما السّلام و اوليا و بىتوسط احدى ، كرده آنچه را كه از عادت بيرون است و بشر از آوردن مثل آن عاجز ، پس مىگوييم كه خداوند مىفرمايد :
وَ إِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ جَعَلْنا بَيْنَكَ وَ بَيْنَ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ حِجاباً مَسْتُوراً .
« 1 »
و چون بخوانى قرآن را ، مىگردانيم ما ميان تو و ميان آنان كه ايمان نمىآورند به آخرت ، پردهاى پوشيده از چشم مردم يا به چيزى ديگر يا پردهء پوشنده و داراى صفت پوشندگى .
و مفسّران خاصّه و عامّه نقل كردهاند كه اين آيهء شريفه نازل شده بود در حقّ ابو سفيان و نضر بن حارث و ابو جهل و امّ جميل ، زوجهء ابى لهب ، كه پوشاند خداوند ، پيغمبر خود را از چشم ايشان ، آنگاه كه قرآن مىخواند . پس مىآمدند نزد آن حضرت و مىگذشتند از او و نمىديدند او را .
قطب راوندى در خرايج « 2 » روايت كرده كه آن جناب نماز مىكرد مقابل حجر الاسود و استقبال مىنمود كعبه و بيت المقدّس را ، پس ديده نمىشد تا آنكه از نماز فارغ شود .
نيز روايت كرده كه روزى أبو بكر در نزد آن حضرت نشسته بود كه امّ جميل ، خواهر ابو سفيان آمد كه مىخواست به آن جناب آزارى برساند . أبو بكر عرض كرد : از اين مكان ، كناره كنيد .
حضرت فرمود : « او مرا نمىبيند . »
پس آمد و نزد آن حضرت ايستاد و گفت به أبو بكر : « آيا محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را ديدى ؟ »
گفت : « نه ! » پس برگشت . « 3 »
هامش
( 1 ) . سورهء اسراء ، آيهء 45 .
( 2 ) . الخرائج و الجرائح ، ج 1 ، ص 87 .
( 3 ) . همان ، ج 2 ، ص 775 .