حضرت رضا عليه السّلام كه آن جناب امر كرده به دعا از براى صاحب الامر عليه السّلام به اين دعا « اللّهم ادفع عن وليّك . . . . » الخ و در آخر آن ذكر كرده كه « اللّهم صلّ على ولاة عهده و الائمّة من بعده . . . . » تا آخر آنچه گذشت قريب به آن و در حاشيه گفته يعنى صلوات بفرست بر او اولا ، آنگاه صلوات بفرست بر ايشان ثانيا ، بعد از آنكه صلوات فرستادى بر او و اراده فرموده به ائمّهء بعد او ، اولاد آن جناب را ، زيرا كه ايشان علما و اشرافند و عالم امام كسى است كه اقتدا بكنند به او و دلالت مىكند بر اين قول او و الائمّة من ولده در دعايى كه مروى است از مهدى عليه السّلام .
يازدهم : در مزار « 1 » محمّد بن مشهدى مروى است كه حضرت صادق عليه السّلام به ابى بصير فرمود : « گويا مىبينم نزول قائم عليه السّلام را در مسجد سهله با اهل و عيالش . . . » الخ .
دوازدهم : علّامهء مجلسى در مجلّد صلات بحار در اعمال صبح روز جمعه از يكى از اصول قدما ، دعايى طولانى نقل كرده كه بايد بعد از نماز فجر خواند و از فقرات دعاى براى حضرت حجّت عليه السّلام در آنجا ، اين است : « اللّهم كن لوليّك فى خلقك وليّا و حافظا و قائدا و ناصرا حتّى تسكنه ارضك طوعا و تمتّعه منها طولا و تجعله و ذريّته فيها الائمة الوارثين . . . الدعا . » « 2 »
خبرى منافى اين اخبار به نظر نرسيده مگر حديثى كه ثقهء جليل ، فضل بن شاذان نيشابورى روايت كرده در غيبت خود به سند صحيح از حسن بن على خزّاز گفت : درآمد به مجلس حضرت امام رضا عليه السّلام ابن ابى حمزه و با آن حضرت گفت : تو امامى ؟
آن حضرت فرمود : « بلى ، من امامم . »
گفت : « من از جدّت ، جعفر عليهما السّلام شنيدم كه مىگفت : امام نمىباشد ، مگر آنكه او را فرزند مىباشد . »
امام عليه السّلام فرمود كه : « آيا فراموش كردهاى يا خود را فراموشكار مىنمايى اى شيخ ! ؟ اين چنين نگفته جدّم ، جز اين نيست كه جدّم فرمود : امام نمىباشد الّا آنكه او را فرزند
هامش
( 1 ) . المزار ، ص 134 .
( 2 ) . بحار الانوار ، ج 86 ، ص 340 .