اسباب خود را مىگذاشت به جهت تعجيل در حركت . پس ساعتى نكشيد كه تمام ايشان كوچ كردند و رو به بيابان آوردند .
پس به او گفتم : اوصاف آن سوار را براى من نقل كن !
پس نقل كرد . ديدم كه او همان سوارى است كه با ما بود . عينه و الحمد للّه رب العالمين و الصلاة على محمّد و آله الطاهرين . « 1 »
[ بعضى از كرامات و مقامات سيّد مهدى قزوينى ]
مؤلّف گويد : اين كرامات و مقامات از سيّد مرحوم بعيد نبود ، چه او علم و عمل را ميراث داشت از عمّ اجلّ خود ، جناب سيّد باقر سابق الذكر ، صاحب اسرار خال خود ، جناب بحر العلوم - اعلى اللّه مقامهم - و عمّ اكرمش او را تأديب نمود و تربيت فرمود و بر خفايا و اسرار مطّلع ساخت تا رسيد به آن مقام كه نرسد به حول آن افكار و دارا شد از فضايل و مناقب ، مقدارى كه جمع نشد در غير او از علماى ابرار . « 2 »
اول آنكه : آن مرحوم بعد از آنكه هجرت كردند از نجف اشرف به حلّه و مستقر شدند در آنجا و شروع نمودند در هدايت مردم و اظهار حق و ازهاق باطل ، به بركت دعوت آن جناب از داخل حلّه و خارج آن زياده از صد هزار نفر از اعراب ، شيعهء مخلص اثنا عشرى شدند و شفاها به حقير فرمودند :
چون به حلّه رفتم ، ديدم شيعيان آنجا از علايم اماميّه و شعار شيعه ، جز بردن اموات خود به نجف اشرف ، چيزى ندارند و از ساير احكام و آثار ، عارى و برى ، حتى از تبرّى از اعداء اللّه .
و به سبب هدايت او ، همه از صلحا و ابرار شدند و اين فضيلت بزرگى است كه از خصايص اوست .
دوم : كمالات نفسانيّه و صفات انسانيّه كه در آن جناب بود از صبر و تقوا و رضا و
هامش
( 1 ) . ر . ك : بحار الانوار ، ج 53 ، ص 288 - 290 .
( 2 ) . همان ، ص 291 .