تحمّل مشقّت عبادت و سكون نفس و دوام اشتغال به ذكر خداى تعالى .
و هرگز در خانهء خود از اهل و اولاد و خدمتكاران ، چيزى از حوايج نمىطلبيد مانند غذا در ناهار و شام ، و قهوه و چاى و قليان در وقت خود با عادت به آنها و تمكّن و ثروت و سلطنت ظاهره و عبيد و اما . « 1 »
اگر آنها خود مواظب و مراقب نبودند و هر چيزى را در محلّش نمىرساندند ، بسا بود كه شب و روز بر او بگذرد ، بدون آنكه از آنها چيزى تناول نمايد .
و اجابت دعوت مىكرد و در وليمهها و ميهمانىها حاضر مىشد ؛ لكن به همراه ، كتبى برمىداشتند و در گوشهء مجلس ، مشغول تأليف خود بودند و از صحبتهاى مجلس ، ايشان را خبرى نبود ، مگر آنكه مسألهاى بپرسند ، جواب گويد .
ديدن آن مرحوم ، در ماه رمضان چنين بود كه نماز مغرب را در مسجد با جماعت مىكرد . آنگاه نافله مقرّرى را در ماه رمضان كه از هزار ركعت در تمام ماه حسب قسمت به او مىرسد ، مىخواند و به خانه مىآمد و افطار مىكرد و برمىگشت به مسجد ، به همان نحو نماز عشا را مىكرد و به خانه مىآمد و مردم جمع مىشدند .
اول قارى حسن الصوتى ، با لحن قرآنى آياتى از قرآن كه تعلّق داشت به وعظ و زجر و تهديد و تخويف مىخواند ، به نحوى كه قلوب قاسيه را نرم و چشمهاى خشك شده را تر مىكرد .
آنگاه ديگرى به همان نسق خطبهاى از نهج البلاغه مىخواند . آنگاه سومى قرائت مىكرد مصايب ابى عبد اللّه عليه السّلام را .
آنگاه يكى از صلحا مشغول خواندن ادعيّهء ماه مبارك مىشد و ديگران متابعت مىكردند تا وقت خوردن سحر ، پس هر يك به منزل خود مىرفت .
بالجمله در مراقبت و مواظبت اوقات و تمام نوافل و سنن و قرائت ، با آنكه در سن ، به غايت پيرى رسيده بود ، آيت و حجّتى بود در عصر خود .
در سفر حجّ ذهابا و ايابا با آن مرحوم بودم و در مسجد غدير و جحفه با ايشان نماز
هامش
( 1 ) . اما به كسر الف : كنيز .