تخطي إلى المحتوى الرئيسي

النجم الثاقب في أحوال الإمام الحجة الغائب ( عج ) ( نجم ثاقب در احوال امام غايب ع ) ( فارسى ) — صفحة 568

مساهمون:

ص٥٦٨
رسيد به صاحب الزمان عليه السّلام . پس او را ذكر نكرد . تعجّب كردم از اين عمل و گفتم : « شايد او فراموش كرده يا نمىشناسد يا اين مذهبى است براى اين مرد . » چون فارغ شد از زيارت خود ، دو ركعت نماز خواند و رو كرد به سوى مرقد مولاى ما ، ابى جعفر عليه السّلام . پس زيارت كرد مثل آن زيارت و آن سلام و دو ركعت نماز كرد و من از او خايف بودم . زيرا كه او را نمىشناختم و ديدم كه جوانى است كامل در جوانى ، معدود از رجال و بر بدنش جامهء سفيد است و عمّامه دارد كه حنك گذاشته بود براى او به طرفى از آن و ردايى بر كتف انداخته بود . پس گفت : « اى ابو الحسين بن ابى البغل ! كجايى تو از دعاى فرج ؟ » گفتم : كدام است آن دعا اى سيّد من ؟ فرمود : « دو ركعت نماز مىگزارى و مىگويى : « يا من اظهر الجميل و ستر القبيح يا من لم يؤاخذ بالجريرة و لم يهتك السّتر يا عظيم المنّ يا كريم الصفح يا حسن التجاوز يا واسع المغفرة يا باسط اليدين بالرحمة يا منتهى كل نجوى و يا غاية كل شكوى يا عون كل مستعين يا مبتدءا بالنعم قبل استحقاقها يا ربّاه ( ده مرتبه ) يا منتهى غاية ربّاه ( ده مرتبه ) أسألك به حق هذه الاسماء و به حق محمّد و آله الطاهرين عليهم السّلام ، الا ما كشفت كربى و نفست همّى و فرّجت غمى و اصلحت حالى . » دعا كن بعد از اين هرچه را كه خواستى و بطلب حاجت خود را ، آن‌گاه مىگذارى روى راست خود را بر زمين و بگو صد مرتبه در سجود خود : « يا محمّد يا على يا على يا محمّد اكفيانى فانّكما كافيان و انصرانى فانّكما ناصراى » و مىگذارى روى چپ خود بر زمين و مىگويى صد مرتبه : « ادركنى » و آن را بسيار مكرّر مىكنى و مىگويى « الغوث الغوث الغوث » تا اينكه منقطع شود نفس و برمىدارى سر خود را . پس به درستى كه خداى تعالى به كرم خود برمىآورد حاجت تو را ان شاء اللّه تعالى . » چون مشغول شدم به نماز و دعا ، بيرون رفت . پس چون فارغ شدم ، بيرون رفتم به نزد ابى جعفر كه سؤال كنم از او ، از حال اين مرد كه چگونه داخل شد . پس ديدم درهاى بسته را كه به حالت خود باقى است و مقفّل است . تعجّب كردم از اين و گفتم شايد درى در