تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دار السلام در احوالات حضرت مهدى ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 711

مساهمون:

ص٧١١
خبّاز و غسّال و بزّاز و حمّال و حفّار مقرّر كرده بود كه هرگاه كسى مبتلا شود در امر معالجه و حمل و نقل و غسل و كفن و دفن او معطّل نمانند . و نماز اموات را خود متكفّل بود و در وقت سحر داخل حرم شريف شده نماز صبح را با جماعت در حرم اقامه مىنمود و بعد از خروج در ايوان مطهّر قيام مىنمود و بر جنايز نماز مىكرد تا وقت ظهر . پس از آن ، امر نماز جنازه با نايب او بود تا آنكه نماز ظهرين در حرم شريف با جماعت اقامه كند و مراجعت نمايد ؛ باز خود مباشرت مىنمود تا آنكه وقت نماز عشائين داخل مىگرديد و با اين حال آنى فارغ نبود و روزبه‌روز ناخوشى در تزايد و تشدّد بود . سيّد راوى مىگويد : از جناب سيّد پرسيدم : اين طاعون روزبه‌روز افزون است . زمان انقطاع آن چه‌وقت خواهد بود ؟ فرمود : آنگاه كه من بميرم . چون من مردم ديگر اثرى از آن نخواهد ماند و چنان شد كه فرمود . و بالجمله راوى گويد كه : كثرت اموات به‌حدّى بود كه جناب سيّد بر جمعى از اموات يك نماز مىكرد و مجال آن نبود كه بتوان بر يك جنازه يك نماز اقامه نمود . اتّفاقا روزى در خدمت آن جناب در ايوان مطهّر بودم . پيرمردى را ديدم كه از مجاورين كه مىخواهد خود را به سيّد برساند و ازدحام او را مانع است . واقعه را به آن جناب عرض كردم ؛ لهذا آن مرد را به نزد خود خواندند . چون خود را رسانيد عرض كرد : مرا توقّع آن است كه چون بميرم بر جنازهء من به‌تنهايى يك نماز اقامه نماييد و ديگران را در نماز با من شريك نفرماييد . آن جناب عرض او را اجابت كرده و آن مرد برفت . فرداى آن‌روز جوانى به خدمت آن جناب آمده عرض كرد : آن مرد كه ديروز به آقا عرض كرد : چون بميرم بر من نماز جداگانه بخوانيد ، به طاعون مبتلا شده و توقّع عيادت از جناب آقا دارد . سيّد هم چون اين سخن بشنيد ، به عيادت آن مرد روانه گرديد و من هم با ساير اصحاب با آن جناب روانه شديم . اتّفاقا در اثناى راه شخصى از مشايخ و اهل علم نجف از خانهء خود بيرون آمد و چون جناب سيّد را ديد و ارادهء او را دانست ، از براى دريافت ثواب عيادت مرافقت نمود تا آنكه بر آن مرد مريض وارد گرديديم و او را در بستر خود خوابانيده و محتضر ديديم . چون بر واقعه اطّلاع يافت ، متوجّه به جناب سيّد و حاضرين گرديد و در خور هريك ، جداگانه